به پايگاه اطلاع رساني شيعه نت خوش آمديد* امید واریم لحظات خوبی را با ما در این سایت  سپری سازید* لطفا ما را از نظرات خوبتان در باره این سایت بهره مند سازید صفحه اصلی  | english | عربی  |   آرشيو  |   ارتباط با ما
 
شبهات و ردود سيره 14معصوم(ع) اخبار شيعيان حدیث هفته آلبوم تصاوير پايگاههاي شيعي کتابخانه شيعي علما و بزرگان شيعه  سفر پر خطر آخرت   دعا و مناجات نامه روزنامه ها و خبرگزاريها   جرايم تلفن همراه مساجد بزرگ جهان تصاوير علماي بزرگ سيره  پيامبر اكرم(ص) سيره حضرت زهرا(س)   سيره امام علي(ع) سيره امام صادق(ع)   سيره امام رضا(ع) خاطرات سفر به آفريقا زندگي نامه اهل بيت(ع)  مفاتيح الجنان سفرنامه حج علويه آمار شيعه در جهان معني نام كشورها آموزش دروس حوزه   سايت هاي ايراني غدیر خم نماد امامت    1500 سايت شيعي مداحي مقالات  خطاي ديد

 

 
 

 

نویسنده : مدیر سایت شیعه نت

"مناجات نامه"  


به نام خدا

   سال نو مبارک باد

پروردگارا ! یک سال دیگر از عمر ما چون ثانيه ای گذشت. سالی که چون برق آمد و رفت. خدايا ! اين عمر بی بازگشت ما رو به پايان است اما ما غافل از احوال خويشتنيم . خدايا ! ما بندگانت چون هميشه با تو ميثاق بستیم تا در آغاز بهار طبيعت و هم زمان با خانه تکانی منزل، دل و جانمان را نيز خانه تکانی کرده و زنگارهای گناه و نافرمانی را از خانه دلمان بزدايیم و آينه دلمان را از آلودگی های معصيت صيقل بخشیم و فرصت های طلايی عمرمان را غنيمت شماریم . فرصت هايی که چون ابر بهاری می گذرد و هر لحظه آن می تواند سرنوشتی ارزشمند را برايمان رقم زند .

خدايا ! باز هم پيمان شکنی کردیم و از شيطان نفس سرکش ، فرمانبری نموده و ثانيه ها و ساعات و روزها و ماه ها را مانند هميشه به آسانی از کف دادیم و اينک ، گذشته تاريک زندگی را در پيش رويمان ترسيم نموده و اشک حسرت در چشمه های دلمان می جوشد .خدايا در این لحظات پایانی سال جاری و ساعات آغازین سال نو، باز هم با تو پيمانی دوباره می بندیم تا به انسانيت و هويت واقعی خويش باز گردیم و هم زمان با بهار طبيعت و شکفتن شکوفه های بهاری ، کيميای عشق تو را در اعماق سرزمين جانمان شکوفا ساخته و دل و جان پژمرده خويش را از زلال دريای رحمت و معرفت تو طراوت بخشیم.

خدایا! اینک پس از زمستانی سرد اما پر برکت، بهار پر نعمتت حلول نموده و چشمه های بیکران رحمتت از زمین و آسمان بر بندگان ناشایستت فزونی یافته است. خدایا ما بندگانی که عمرمان را در راه گناه و نافرمانی تو سپری نموده ایم؛ نیک می دانیم که لایق این همه نعمت و رحمت نیستیم؛ اما به لطف بی منتهای تو اطمینان داریم و اینک ما انسان های نياز مند، در طلیعه سال نو ،  بار ديگر و در هر حال ، دست نياز به سوی تو دراز نموده و چشم اميد به رحمت بی پايان تو دوخته و از تو می خواهيم هر آنچه به مصلحت دين ودنيای ماست برايمان مقدر فرمايی واين سال را از بهترين سالهای عمر ما قرار دهی . خدايا کشور و رهبر، ارتش و سپاه  و دولت و ملت ما را در پناه خود محافظت فرما و شر دشمنان اين سرزمين را به خودشان باز گردان و آنان را به خود مشغول ساز .

خدايا سالي كه گذشت،سال قيام هاي مردمي در چند كشور اسلامي از جمله ليبي،يمن،بحرين و عربستان بود،اكنون هر چند دیکتاتورهای وابسته به استکبار در کشورهای مصر،تونس، لیبی و یمن چون فرعون سقوط کرده اند اما مردم ستمديده همه اين كشورها هنوز در آغاز راهند و تا رسيدن به پيروزي كامل و برقراری حکومت مردمی بر اساس چارچوب های اسلامی و دموکراسی،راهي دراز و پرپيچ و خم در پيش دارند،خدايا انقلابيون اين كشورها همان مرز داراني هستند كه امام سجاد در حق آنان دعا كرده اند، خدايا در طليعه سال نو از تو مي خواهيم تا آنان را از امداد هاي غيبي خود بهره مند ساخته و شر دشمنان را از آنان دفع فرمايي و زمينه هاي پيروزي کامل آنان را  در اين كشور ها فراهم فرمايي.

خدايا سکاندار کشتی نجات ما و بشريت ، مولا و آقايمان مهدی فاطمه و يوسف زهرا است . خدايا تا به کی انتظار ؟ خدايا ! در فرج آن عزيز دلمان ، تعجيل قرار ده و چشم و دل ما را با ديدنش روشن فرما . آمـــين


به نام خدا

پروردگارا ! آيا شود که دريچه ای از انسانيت به روی اين بنده نادان باز شود ؟

آيا شود که روزنه ای از مشکوة لايزال انوارت بر دل و جان تاريک اين بنده سياه دل گشوده گردد و شعاعی از خورشيد درخشان رحمت بی کرانت بر اعماق جان پژمرده اين بنده نافرمان پرتو افکند و جلوه ای از انوار بی پايان کرمت ، شامل حال اين بنده ناشايست و فراری گردد ؟

آيا شود که اين بنده ناسپاس که عمرش را به جهالت سپری نموده و به بيراهه رفته و هر روز و دقيقه اش قدمی از تو فاصله گرفته و به سوی شيطان نزديک شده است؛ در اين ماه بركت و رحمت، به سوی صراط راست و حميد رهنمون شده و به تو تقرب يابد و اسراری از جهان با عظمت آفرينش ، او را از غير تو جدا و او را خدايی سازد ؟

آيا شود اكنون كه او را در ماه روزه، به ميهماني خود فرا خوانده اي،با ادب بر سر سفره ميهمانيت حضور يابد و نوري از مباركي و ميمنت اين ماه بر جان بيمارش پرتو اندازد و داروي بيماريهاي خود را از داروخانه رمضان باز يابد و با داروي دعا و انابه و استغفار، درد هاي جان و روح بيمار خود كه ناشي از گناه و نافرماني است را درمان بخشد؟

خدایا! در این ماه با برکت که سفره های بی پایان لطف و کرم خود را به روی ما گشوده ای، به ما چشم جان و دل عطا فرما تا به سمت این خان رحمت رهنمون گردیم و چشم به متاع ناچیز و فانی این دنیای دون نبسته و از گرسنگی و تشنگی در روزهای گرم این ماه، بهترین و لذیذ ترین خوراک ها را برای جسم و جان خود، به ارمغان ببریم و همه سلول های جسممان را غرق در رحمت بیکران تو ساخته و جان و روان خود را با یاد و ذکر تو به سمت چشمه های زلال معرفت و عشق تو گسیل داریم و در این ماه تو، بهشت جاویدان را در اعماق جان خود تبلور سازیم.

خدایا! آيا شود که از هر آنچه رنگ غير توست ، نهان خود تهی کرده و به جز رنگ تو نپسندد و به جز ياد تو نيانديشد و راه و رسم آدميت پيشه خود ساخته و دأب وخوی انسانيت به خود گرفته واز هر چه و هرکس بوی متعفن حيوانيت دهد بی زار گردد و به حقيقت و باطن گناه و نا فرمانی واقف شود و گناه را نجاستی متعفن پندارد که چون نجاسات ظاهری که جسم وبدن را آلوده ومتعفن سازد ؛ گناه نيز روح و جان را آلوده و متعفن نمايد ؟ 

خدايا ! نيک می دانم آنچنان که طبع آدمی از نجاست ظاهری بی زار است و از فرد آلوده به نجاست متعفن ظاهری گريزان ، موجودات معنوی همچون فرشتگان درگاهت نيز از روح و جان و باطن آلوده به نجاست و پليدی گناه بی زار و گريزانند .

خدايا ! اين بنده و تمام بندگان ناسپاس و نا فرمانت به هدايت های باطنی و فطری ، نيک می دانند ؛ آنچه از پليدی و نجاست در گناه نهان است با قوه جاذبه ای منفی و غير الهی ، به نام ابليس ، آنان را به سوی خود فرا می خواند وآنان فريب خوش خط و خالی اين اژدهای سمی و مخوف را خورده و طعمه دهان آتشين او شده ودار و ندار خويشتن را قربانی لذت های اندک و آنی درک اين زيبايی فريبنده می نمايند وخويشتن را به قعر پرتگاه سقوط و حضيض ذلت و خواری دره فنا و نابودی می اندازند.

خدايا ! از تو می خواهم اسباب هدايت به سوی کويت را فرا رويم قرار دهی و مرا از در خانه ات نرانی .

پروردگارا ! تو را به فرشتگان مقربت ، به پيامبر عزيزت ، به اوليايت ، به خاندان پاک پيامبرت،به ماه رحمت و ميهمانيت تو را قسم می دهم ؛ چشم نابينای باطنم را بينا فرما و گوش جانم را شنوای امر و نهيت کن و دل بيمارم را با ذکر و ياد تو ، شفا بخش . الا بذکرالله تطمئن القلوب.

آمين


پس از ماه مبارک رمضان

خدايا! ماه ميهمانی تمام شد و سفره سرشار از خوراك های معنوی جمع شد و اين بنده نافرمان و فراری نمی داند آيا توانست در اين ضيافت نورانی شركت  جويد و كفی ازدريای بی كران لطف وكرمت برگيرد و درد عطش جان خويش را از زلال جشمه های رحمت بی بايانت شفا بخشد؟

خدايا ! اين بنده همواره از نفس اماره فرمان بری كرد و سيادت شيطان نفس بر سرزمين دل وجان خويش بذيرفت اما اكنون ضمن ندامت و بشـيمانی نمی داند آيا او را توفيق ياری كرد تا لجامی محكم بر دهان نفس سركـش خود نهاده و آن را به دست عقل و نفس ملهمه داده وبه سوی تو باز كردد ؟

خداوندا! اين بنده متمرد جشم به سوی تو دوخته و دست اميد به سوی تـــو دراز نموده است ۰

خدای من! حفـــظ آبروی ما در سايه عنايت تو است وبار سنكين گنــــــاه

و معصيت ما با حلم وكرم تو سبك خواهد شد۰ 

ای خدای خوب ما ! ما را از در خانه ات مران و نوميد باز مگردان۰

آميـــن

لنگر حلم تو ای كشتی توفيق كجاست

كه دراين بحــر كرم غرق گناه آمده ايم


 


به نام خدا

خدایا من آن بنده ای هستم که جان خود را به گناه و نافرمانی تو آلوده ساختم و امروز پرونده سنگین اعمال ناشایستم را پیش رو دارم.

خدایا! این بنده که همه عمرش را با نافرمانی و غفلت از یاد تو سپری نمود؛ چگونه می تواند به سوی تو باز گردد؟

خدایا! این بنده در همه دوران عمر خود که می توانست، از فرصت های گرانبهایش در راه خشنودی تو و خلق تو استفاده نماید؛ از تو دوری جست و لحظه لحظه آن را فدای آمال و آرزوهای بی ارزش مادی نمود. او به دیگران حسادت ورزید، غیبت نمود، تهمت زد، دروغ گفت، تمسخر و استهزا کرد، دچار کبر و نخوت و خود بزرگ بینی گردید، مستی جوانی و مال و مقام بر او چیره گشت، از تهیدستان و مستمندان دستگیری نکرد، به یاری نیازمندان نشتافت، توهمات بی اساس در درونش جوانه زد، رشد کرد؛، و او را از عقل و منطق، دور ساخت، از نعمت هایی که در اختیارش گذاشتی به بد ترین شکل استفاده نمود، از چشم و گوش و زبان خود در راه نافرمانی تو و اطاعت از شیطان نفس، بهره برد و در لجن زار های گناه و معصیت غوطه ور شد و بدان چه در فرهنگ دین تو به پلیدی معروف بود، توجه کرد و هر چند از پلیدی و نجاسات ظاهری بیزار و گریزان بود و هر هفته بارها بدن و لباس های خود را شستشو می داد و به نظافت و طهارت ظاهر خود اهتمامی ویژه داشت، اما  از طهارت و پاکی باطن غفلت نمود و دل و جان خویش را در معرض بد ترین پلیدی ها قرار داد و خود را در انبوهی از پلیدی ها انداخت، پلیدی هایی که همواره اولیای تو ازآن گریزان بوده و بوی تعفن آن ها، باعث دوری آن بزرگوران و مقربین درگاهت از آن ها شده است.

خدایا! این بنده سرا پا تقصیر، برای نماز و عبادت، تساهل نمود و وظایف دینی خود را یا بر پا نداشت و یا آن ها را سبک شمرد، چنان چه علم و دانشی کسب نمود، آن را با عمل زینت نبخشید و بدان چه می دانست؛ جامه عمل نپوشید، اعمال خود را با ریا و خود نمایی بر باد فنا داد و در حقیقت عمر خود را بر باد فنا داد و چون که به هیچ و پوچ وابسته شد، اکنون در فرهنگ عمر و زندگی خود، هیچ است و تهیدستی و بیچارگی همه وجود اوست.

خدایا ! ما از کتاب و فرهنگ زلالی که از پیامبر و خاندان پاک او و گروهی از یاران آنان، به یادگار مانده است حقیقتی را فرا گرفته ایم که در این فرهنگ ناب، از جایگاه ویژه ای برخوردار است و این حقیقت، بابی و دری است که بر روی هر انسان گناه کار و فریب خورده ای باز شده است و آن چیزی جز باب توبه نیست، اما توبه ای که همراه با وصف نصوح باشد.

خدایا ! اینک ما بندگان نادان که عمری در برابر شیطان انقیاد نموده و به خواسته های شیطان نفس پاسخ مثبت داده ایم، و در یک کلام، بیماری مرگبار گناه و نافرمانی در همه وجودمان ریشه دوانیده و جان ما را به مرداری مبدل ساخته است، اکنون آماده ایم تا خود را با داروی مطمئن توبه مداوا کنیم،چه اینکه پیامبر بزرگوارت فرموده است: «لکل داء دواء و دواء الذنوب الاستغفار» برای هر دردی درمانی است و درمان گناه و معصیت، استغفار است . اکنون ما می خواهیم از درب توبه بر تو وارد شویم اما نمی دانیم آیا در این تصمیم، ثابت قدم خواهیم بود، آیا شیطان  قسم خورده ای که پس از رانده شدن از درگاه تو، به عزت و جلالت سوگند یاد نموده است، تا همه نسل آدم را گمراه سازد، خواهد گذاشت تا ما به سلامت از دروازه توبه، وارد شهر رحمت و آمرزش تو گردیم؟ آیا ما می توانیم در جرگه بندگان مخلص تو قرار بگیریم تا شیطان ها را  به حریم خود راه نداده و از شر آن ها در امان باشیم؟ آیا ما در توبه خود راستگو و ثابت قدمیم و یا این که استغفار و توبه ما چیزی جز لقلقه زبان ما نیست و در سر هوای دیگری داریم؟ خدایا ولی تو امام هشتم ما علی ابن موسی الرضا( علیه السلام) می فرماید: «من استغفر الله بلسانه و لم یندم بقلبه فقد استهزء بنفسه» خدایا نکند که ما نیز با زبان توبه نماییم اما در دل، از گذشته تاریک خود پشیمان نباشیم و آنگاه خود را به مسخره گرفته باشیم!

خدایا! از تو می خواهیم به همه ما توفیق دهی تا پس از شناخت درست از نادرست و حق از باطل و راه از چاه، راهی را در زندگانی کوتاه دنیا انتخاب نماییم که پیامبران و اولیای تو انتخاب نمودند و ما را نیز بدان راه فرا خواندند.

خدایا آفتاب عمر کوتاه بسیاری از ما به لب بام رسیده و یا بسیار کوتاه خواهد بود ولی ستاره بخت ما در آسمان عفو و گذشت تو طلوع خواهد نمود،خدایا! به ما بینوایانی که ما را یارای رنج ناچیز دنیا نیست، در برابر رنج ها و عذاب های سخت و طاقت فرسای آخرت ترحم فرما و در دریای کرم و رحمت خود ما را از آلودگی های گناه و معصیت، پاک گردان و بر توفیق ما در راه به دست آوردن مفاخر معنوی و دوستی با تو بیافزای. آمین 


 

به نام خدا

پروردگارا! این بنده در این دنیای دون و بی ارزش، معنی و مفهوم عشق تو را نفهمید و به آن چه در قاموس آیین تو، به دلیل بی ارزشی به حراج گذاشته شده بود؛ دل بست،
خدايا! من بنده اي هستم كه به آن چه دادي بسنده نكردم و به آن چه در دست ديگران بود نه غبطه خوردم  بلكه حسادت ورزيدم، خدايا! من به دنياي بي ارزشي كه در نظر اوليايت از گوشت مردار و نجاست و پليدي پست تر بوده است، دل بستم و  در اين دار فاني قصد اقامت نمودم غافل از اين كه اين جهان تنها گذر گاهي كوتاه و راهي پايان پذير است و مقصد و منزل نهايي، جهاني ديگر است كه از نظر زمان در حساب نگنجد و پاياني ندارد؛ اما من غافل و فريب خورده چنين انگاشتم كه اين دنيا منزل و مأواي هميشگي است و در به دست آوردن كالايي بيشتر از اين خانه ويرانه، مانند ديگران گوي سبقت ربودم و از هيج كاري براي افزودن سهم خود از اين سراي فناپذير دريغ نكردم.
خدايا! من نمي دانم چگونه مي توانم به باطن و معني واقعي سيره و رفتار و گفتار بزرگان و اولياي دينت برسم.آن جا كه آخرين پيامبرت كه گل سرسبد چهان آفرينش است و درجايگاه و منزلت، از مقرب ترين فرشتگانت به تو نزديك ترست اما از عمر و زندگاني در اين جهان تنها 63  بهره برده و از لذت ها و راحتي و آسايش در اين ديار، به كمترين اكتفا نموده و زيستن در جهاني ديگر و در جوارت را بر زندگاني  اين جهان برتري داده و بي درنگ از مرگ و مردن و وداع اين جهان استقبال مي كند  و به جهان باقي مي شتابد؛ اما پس از او، گروهی از امت نوپاي اسلامي به جاي سپردن زمام امور به كساني  كه از شايستگي بيشتري برخوردار هستند، خود  به اين جهان و مقام و خلافت در آن دل خوش  داشته و حتي بر خاندان پيامبرشان جفا روا مي دارند.
خدايا! اينك ولي مخلصت و جانشين بر حق پيامبرت ، امير مؤمنان،  در خانه مي نشيند و نظاره گر مصيبت هايي است كه همچون كابوسي خواب خوش امت پيامبرت را بر هم مي زند و به آتشي تبديل مي شود كه در نهايت خيمه هاي فرزندان بي گناه او را در كربلا، مي سوزاند، اما همين علي است كه از اين دنياي دون فاصله مي گيرد و ديگران را از آن بر حذر مي دارد و هم اوست كه چون معلم و مولاي خود رسول برحق اسلام، اين دنيا را به عنوان مرداري در ذات و قلب خود شناخته و از بوي تعفن اين مردار همواره گريخته است و در گفتار و رفتار خود، آن را از استخوان بي گوشت خوك در دست مبتلاي به بيماري خوره، بي ارزش تر دانسته است و به آن فرموده است كه سراغ ديگري رود و خود را به ديگري بنماياند، زيرا آن حضرت،آن را  سه طلاقه نموده  و راهي براي بازگشت  به آن براي خود جاي نگذاشته است؛ و هم اوست كه به ابن عباس مي فرمايد: اين رياست و خلافت از كفش پينه خورده و كهنه او بي ارزش تر است.

خدايا! ما كه بنا به زعم خود از بندگان تو و از پيروان اين نور هاي تابناك تو بر تارك بشريت هستيم؛ پس چه شد كه جلوه اي از آن نور هاي پاك بر سرزمين دل هاي ما نتابيد و تاريكي جان ما را نوراني نكرد؟ خدايا! پيامبرانت و جانشينان آنان به ويژه جانشينان برحق آخرين فرستاده تو، چشمه هاي گواراي معرفت و ايمانند؛ اما ما بندگان گمراه تو دل هاي تشنه خود  را با  زلال آن، سيراب نكرديم و به  سراب هاي دروغين روي آورديم و براي كسب اين جهان به جز تو روي زديم و ثنا گفتيم و به سوي غير تو چشم دوختيم و دست مدد دراز نموديم.

خدايا ! با اين حال باز هم در اين گمراهي استواريم و بيم آن داريم كه همه پل هاي پشت سر خود را ويران نموده باشيم و راهي براي بازگشت به سويت بر جاي نگذاشته باشيم، زيرا از يكي از اوليايت شنيديم كه فرموده است : «اتقّ الله بعض التقي وإن قلّ و اجعل بينكم و بين الله سترا و إن رق» یعنی: از خدا بترسید و بخشی از تقوا را مراعات کنید هر چند کم باشد و بین خود و خدای خود پرده ای قرار دهید هر چند نازک باشد.
خدايا نمي دانيم آيا همه راه ها را به روي خود بستیم و راهي برای آْشتي با تو نگذاشتيم تا از آن رهگذر بر تو وارد شويم؟
خدایا! ما از تو نترسیدیم و هیچ پرده ای بین خود و تو قرار نداده و آشکارا به آلودگی گناه، جان خود را آلوده ساختیم و اینک به لطف بی پایانت به شدت نیازمندیم و این باران رحمت و آمرزش توست که جان های پژمرده ما را طراوت می بخشد و دل های مرده ما را زنده و درد های درون ما را شفا خواهد ساخت، زیرا آخرین فرستاده تو می فرماید:« لکل داء دواء و دواء الذنوب الاستغفار» یعنی هر دردی را درمان است و درمان گناهان، استغفار است.

پروردگارا ! روزنه ای از مشکوة لا یزال نور تو را در کجا سراغ گیرم تا در پرتو آن به سوی خورشید درخشان عشق و دوستی تو نایل آییم و بسوزیم و در تو ذوب گردیم، همچنان که اولیایت چنین شدند؟

خدایا! ما در دریای طوفانی اندیشه ها و رفتار های ستم گرانه و امواج بی ایمانی گرفتار  آمده ایم و به کشتی نجاتی نیازمندیم تا ما را به ساحل نجات رساند، خدایا! از پیامبرت شنیدیم که اهل بیت آن حضرت مانند کشتی نوح هستند، و هر کس بر آن سوار شود نجات یابد  و هر کس از آن فاصله گیرد، نابود شود. خدایا تو را به حق همان کشتی نجات یعنی خاندان پاک پیامبرت (علیهم السلام) ما را به سمت و سوی آن کشتی رهنمون ساز و بین ما و آن ستارگان تابناک در دنیا و آخرت، جدایی میانداز. آمین.

 


بسمه تعالی

پروردگارا ! توآدم را آفريی تا فخر عالم امکان باشد. تو با آفرينش آدم ابو البشر ، بر خود باليدی و یاسخ فرشتگان درگاهت را که گمان کردند موجودی مفسد فی الارض و خونريز را در زمين خليفه می گرداني؛ آنگاه دادی که تمام اسماء را به وی آموختی و او را به صفات کمال مزين فرمودی و آدم اين مخلوق برتر در يشگاه تو و در برابر ديدگان بهت زده ملايکه ، زبان به سخن گشود و آن چه را به وی تعليم فرموده بودی بيان کرد. تو به فرشتگانت فرمودی :< الم اقل لکم انی اعلم غيب السموات و الارض و اعلم ما تبدون و ما کنتم تکتمون > و آن جا بود که ملايکه سر تعظيم فرود آوردندو به امر تو در پيشگاه آدم سجده کردند .

خدايا از نسل اين آدم کسانی آمدند که چون آصف ابن برخيا ، علمی از کتاب را فرا گرفت و به امر حضرت سليمان <ع > به يک آن و لحظه تخت با عظمت بلقيس را از سرزمين سبأ <يمن > به بيت المقدس آورد . همچنين انسان هايی از اين هم فراتر و با شأنی به مراتب بالاتر چون اهلبيت نبی مکرم اسلام (عليهم السلام ) فرستادی که علم کتاب به تمامه نزد آنان بود و در تکوين و تشريع به آنان ولايت دادی.

اما در شگفتم که با اين همه حجت های ناب و خالص چرا اکثرهم لا يعقلون و اکثرهم لا يفقهون ؟ 

خدايا ! تو برای ما بندگانی که چه بسا در جرگه همان اکثريت هستيم ، رسولان ظاهری و باطنی گسيل داشتی و با رسولانی که راه را از چاه و روشنايی را از تاريکی و خوب را از بد و شايسته را از نا شايسته و حق را از باطل و بندگی را از سرکشی و عبادت و انقياد را از سياهی و اخلاص را از ريا ، می توان فهميد و تشخيص داد ؛ اما باز هم خصومت و عناد و دشمنی با تو و خواسته تو در دل و جان بسياری از آنان ريشه دوانيده و آنان سر مست و بر اسب سرکش هوا و هوس جولان می دهند !

خدايا ما بندگانی هستيم که شيطان فريبنده نفس را به جای تو اطاعت کرديم و به جهان مادی به چشم مادی نگاه کرديم و دنيا را برای دنيا و قدرت را برای قدرت و مکنت را برای مکنت خواستيم و مبدأ و مقصد را دنيای دونی قرار داديم که در ديدگاه ولی تو امير مؤمنان حضرت علی (عليه السلام ) از استخوان بدون گوشت خوک در دست انسان مبتلای به خوره ناچيز تر و بی ارزش تر است.

خدايا ! برای جبران ما فات چه کنيم ؟ حدايا ما فات ، تمام عمر ماست . خدايا اين امير مؤمنان است که می گويد دنيای شما در چشم من کوچکتر و ناچيز تر از برگی در دهان ملخی است و می گويد : ما لعلی و نعيم يفنی و لذة لا تبقی . و ما خود را شیعه علوی می پنداریم ! اما  امام علی و استادش پیامبر عالی مقامت را الگو قرار ندادیم ، قرانت را خواندیم و کلمات گهر بار آن نور های تابان را دیدیم ولی به دلیل رفتار نادرستمان اثری از طراوت و شادابی در جان های خویش ایجاد نکردیم .

خدايا ! ما اعتراف داريم که آرزوهای ما چون سيلی به سوی اين دنيای دون سرازير شد و به نعمت های دنيوی که آن هم جای شکر داشت و شکر نکرديم ؛ بسنده کرده و گرگ طمع و آز ، فطرت های طاهر ما را دريد و خوک حرص و ولع سرشت های الهی ما را آلوده ساخت و ابرهای تيره غفلت سراسر وجود ما را فراگرفت و ما را از لمعات حسن جمال تو محروم نمود .

خدايا ! نفس ما با سرکشی خو گرفته و حقيقت ما را زير چکمه های خود بی رحمانه لگد مال نموده است .

خدايا ! ما هويت واقعی خويش را از دست داديم و اينک خوف آن داريم که مصداق مفسد فی الارض و سفاک دمايی شويم که فرشتگان تو يش از آفرينش جد ما آدم ابو البشر گوشزد کرده بودند !

خدايا آبروی ما در گرو لطف و محبت توست و غفران تو تنها دارويی است که شفا دهنده درد مهلک گناهان است و کشتی حلم تو و ابرهای خطا بوش رحمت توست که می تواند آبروی از کف رفته ما را به ما باز گرداند.

آبرو می رود ای ابر خطا یوش ببار

                                      که در اين بحر کرم غرق گناه آمده ام


 

خدايا من در دوران زندگي از لذت وشيريني عبادت بهره اي نبردم وعبادت ناجيز من به دليل بيجاني به دست ملائكه تو نرسيد عبادت اندك من بيكره اي بيجان ومرده بود كه حتي از بالاي سرم نيز تجاوز نكرد. 

خدايا! من هيج گاه به حقيقت عبادت بي نبردم ، از اين رو از آن گريزان بودم وحق نماز وعبادت هاي ديگر را ادا نكردم وهنوز نيز فاصله بسيار طولاني دارم تا به اسرار رموز عبادت برسم.

خدايا! من نادان نه تنها به نافرماني تو انديشيدم بلكه از گناه كاران بيشي وسبقت گرفتم ونه بارها كه همواره در دوران زندگي آتش گناه ومعصيت در نامه اعمالم ذخيره كردم  آتشي كه اندك عبادتم را دست خوش نابودي كرد وبيجارگيم را افزون . .

خدايا! حقيقت نافرماني از دستورات تو برمن مكشوف نشد و ندانستم كه گناه ومعصيت و نافرماني وتمرد از اوامر توعين بليدي و نجاست و آلودگي است ، از اين رو از آن اجتناب نكردم و سرزمين جان ودل خويشتن را با معصيت و گناه آلوده ساختم و از قرب تو فاصله گرفتم و به شيطان نفس نزديك و نزديكتر شدم . آيا اين بيجارگي نيست ، و جه بيجارگي از اين بالاتر كه از خويشتن خود جدا شويم و هويت واقعي خود را از دست بدهيم . اي خدا ي مهربان مرا از خود فرما و وسوسه هاي ابليس نفس را از من بيچاره دفع فرما.

آميــــــن 

لی خمسة اطفی بهم حرالجحيم الحاطمة

المصطفی والمرتضی وابناهــما والفاطــمة


خدايا آبروی خويش را در پيشگاه تو بر زمين ريختم ورشته های ارتباط با تو را گسستم وکيميای اطمينان را در دلم نپرورانيم وبه تو دل نبستم وچشم اميد به خان لبريز از برکاتت ندوختم اما اکنون تو را به پيامبرانت ، به خاتم پيامبرانت ،به وصی برحق او ،به همسرش فاطمه،به دو ريحانه رسولت و آقای جوانان اهل بهشت (عليهم السلام) توسل می جويم وتورا به آن نورهای پاک سوگند می دهم تا دل مرده مرا با توبه ات زنده سازی وشعاعی از انوار قدسيت بر جان بیمار من بتابانی ومرا از آتش سهمگين خشمت نجات بخشی.

آمـــين


خدايا!خواستم چيزی بنويسم که از دل برخيزد و بر تارک کاغذ نشيند.اما من دل را ويرانه ساخته ام ،.با دل ويرانه ای که از آن زوزه گرگ نفس به گوش می رسد وآشيانه شيطان هوس گرديده و اهريمن آمال بيهوده در آن مأوا گزيده چه می توان نوشت؟!

خدايا! تو دلی چو آينه دادی اما خوک نفس اماره که همواره در کمين است ؛ آن را به پليدی آلوده ساخت،.تو دلی چون سفيدی اين صفحه دادی اما من به امر نفس خودخواه در آن حق ننوشتم و با باطل سياهش نمودم ، .تو دلی پاک با فطرت الهی دادی و من از نسل همان آدمم که از روح خود در آن دميدی  اما در حفظ پاکی آن نکوشيدم ،.تو  رنگ خود به من دادی اما با ننگ گناه و نافرمانی رنگ شيطانی به خود گرفتم .

خدايا! آيا دل ويرانه ای که مرغ محبتت از آن پرواز نمود و رشته آبادانی خود را گسيخت ؛ می شود باز هم آباد گردد؟! آيا توبه تو ويرانه های دل و جان را آباد می سازد ؟  

بار الها ! بنده گريز پايی که نه يک بار و صد بار که هزاران بار از درگاه کرمت گريخت و به غير تو روی آورد با چه رويی به سوی تو باز گردد؟

بارالها! بنده ای که ظلمت وتاريکی گناه بر اعماق جانش خيـمه انداختـه وکردارش نه بر وفق مـراد است وحتی عبـادت ريـايی اوگناه ، آيا شود که روزنه ای از نور اميد در جانش گشوده گردد و او را از نيستی ابدی نجات دهد؟

بار الها ! اين بنده نافرمان ، نوميد کرمت نيست و رحمت و مغفرتت را اوسع مــن ذنبی می داند چه اينکه نااميدی از رحمـت تو گناهی بزرگ ومــرام کفـار است اما اين بنده چه بسا کردارش از کفار بدتر ونااهل تر باشد ، گرگی در لباس ميش وشيطانی با چهره بشر؟ !

خدايا ! بر اين بنده ات که همواره از ياد و نام تو غفلت کرد و شاگردی شيطان نفس نمود و دل خود را آشيانه عشق تو ننمود واز تو گريزان بود وبه ســوی دنيای دون سرعان ، اکنون دست مدد به سوی تو دراز کرده وبه لطف وکرمت اميدوار ودر انتظار پاسخ مثبت توست.

يا من يعطی من سئله، يامن يعطی من لم يسئله ومن لم يعرفه تحننا منــه و رحمة اعطنی بمسالتی اياک جميع خير الدنيا وجميع خير الآخرة واصـرف عنی بمسالتی اياک جميع شرالدنيا وشرالآخرة ...

                                                            آمـــيــن

 

مناجات های پانزده گانه امام سجاد(علیه السلام)

 

 

   
صفحه اصلی | عربی | engelish | آرشيو |  ارتباط با ما   
کلیه حقوق این سایت محفوظ است و نقل مطالب آن با ذکر منبع مجاز است Copyright © 2007
نشانی الکترونیک :  info@shia12.org   --  abmm62@yahoo.com