به پايگاه اطلاع رساني شيعه نت خوش آمديد* امید واریم لحظات خوبی را با ما در این سایت  سپری سازید* لطفا ما را از نظرات خوبتان در باره این سایت بهره مند سازید صفحه اصلی  | english | عربی  |   آرشيو  |   ارتباط با ما
 
شبهات و ردود سيره 14معصوم(ع) اخبار شيعيان حدیث هفته آلبوم تصاوير پايگاههاي شيعي کتابخانه شيعي علما و بزرگان شيعه  سفر پر خطر آخرت   دعا و مناجات نامه روزنامه ها و خبرگزاريها   جرايم تلفن همراه مساجد بزرگ جهان تصاوير علماي بزرگ سيره  پيامبر اكرم(ص) سيره حضرت زهرا(س)   سيره امام علي(ع) سيره امام صادق(ع)   سيره امام رضا(ع) خاطرات سفر به آفريقا زندگي نامه اهل بيت(ع)  مفاتيح الجنان سفرنامه حج علويه آمار شيعه در جهان معني نام كشورها آموزش دروس حوزه   سايت هاي ايراني غدیر خم نماد امامت    1500 سايت شيعي مداحي مقالات  خطاي ديد

 

 
 
 

 

به مناسبت شهادت امام علي بن ابي طالب(عليه السلام)

 

نوزدهم و بيست و يكمين روز ماه رمضان يادآور يكي از تلخ ترين روز هاي تاريخ بشر است.در اين روز آسمان دل هاي اهل ايمان در سوگ يكي از بزرگ ترين مردان تاريخ باريد و چشمه هاي اشك از ديدگان انسان هاي آزاده جاري گشت. تا اين روز يتيمان كوفه هنوز رنج يتيمي نچشيده بودند و تلخي فقدان پدر را حس نكرده بودند. تهي دستان و گرسنگان تا اين روز درد فقر را تجربه نكرده بودند. بي پناهان  تا اين روز با وجود پشت و پناهي چون علي بر خود مي باليدند. خورشيد آسمان كوفه در برابر خورشيد عالم تابي چون علي احساس شرمندگي مي كرد و ماه و ستارگان در برابر نور تابان و درخشش ماه و ستاره نخست آسمان ولايت غبطه مي خوردند. عدالت با وجود اين مرد تبلور يافته بود و اهريمن ظلم و ستم با وجود وي توان عرض اندام نداشت. او تجسمي از عدالت و دادگري بود.او نمونه اي از كمال انساني بود،او انسانی خدایی و ملکوتی بود که روح بلندش در این جهان گرفتار جسم خاکی شده بود. او انسانی آزاده بود و در راه گسترش حق و عدالت، سراز پا نمی شناخت و سرانجام فدای پافشاری در راه عدالت شد. او رنج دنيا را با همه وجودش چشيده بود و عشق الهي بر اعماق جانش سايه انداخته بود و دلش تنها آشيانه محبت به حق بود. او جز به خدا انديشه نداشت و جز به حق سخن نمي گفت و رفتارش با آيه آيه قرآن همراه بود.اما در نيمه هاي شب بيست و يكمين روز رمضان سال چهلم هجري، تنها جسم او از ميان انسان هاي آزاده رخت بر بست و در ساعات پاياني  اين شب نه به دل خاك، كه به دل هاي اهل ايمان سپرده شد. اين خورشيد در آن روز غروب نكرد و تا جهان بر پاست، بر پهناي جهان بشريت نور افشاني خواهد كرد. او پدر يتيمان و پناه بي پناهان بود و خواهد بود، او با خطبه هاي غرّاي خود همواره با ما سخن خواهد گفت و برجان همه ما حكومت خواهد نمود.اينك با گذشت حدود چهارده قرن همچنان و تا ابد چون ستاره اي تابان فرا روي ما قرار خواهد داشت و ما را به سمت و سوي صراط حميد رهنمون خواهد شد.

نام او براي هميشه بر فراز قله هاي بلند هدايت برقرارخواهدبود،واينما انسان هاي گمگشته بايد راه درست را از او فرا گيريم و از اين الگوي زيبا پيروي كنيم.

اظهارات ابن ابى الحدید در فضایل امام امیرالمؤمنین على بن ابی طالب(ع)

در قرن ششم و هفتم هجرى , دانشمند متکلم و مورخ معتزلى, ابن ابى الحدید, رامى بینیم , این دانشمند معتزلى در مورد على بن ابى طالب (ع) اظهاراتى کرده و مطالبى گفته که اگر یک شیعه اینگونه اظهار نظر مى کرد, جامعه ى شیعه او را به غلو و افراط متهم مى کردند.
او کتاب معروف نهج البلاغه را در بیست جلد شرح کرده و الان در اختیار همه هست وهر کس بخواهد, مى تواند آن را بخواند; و نیز این مرد, شاعر
بسیار نیرومندى است که در وصف على بن ابى طالب (ع) هم شعر گفته است.

اشعارش با این بیت شروع مى شود :
یا برق إن جئت الغریَ فقل له
أتراک تعلم من بأرضک مودع نجف
خطاب مى کند و به برق مى گوید : اگر به نجف رفتى و گذرت به آنجا افتاد, به بگو: مى دانى که در دل تو چه کسى خوابیده است؟ بعد شروع مى کند و مى گوید که چه کسى آنجا خوابیده است :
فیک ابن عمران الکلیم و بعده
عیسى یقفّیه و أحمد یتبع
فیک الإمام المرتضى فیک الوصیَ
المجتبى فیک البطین الأنزع
بل فیک جبرئیل و میکال
و إسرافیل و الملأ المقدَس أجمع
بل فیک نور اللّه جلّ جلاله
لذوی البصائر یستشفّ و یلمع
اینجا آدم, ابراهیم , نوح, موسى و عیسى (ع) و نیز پیغمبر خاتم (ص) خوابیده امام مرتضى و وصى برگزیده و منبع علم و برى از شرک در اینجا قرار گرفته است.
اینجا جبرئیل , اسرافیل و میکائیل (ع) است.
بلکه نور خدا, اینجا در زمین فرو رفته است که با دیده هاى صاحب بصیرت قابل درک است .
بعد همه ى آن معجزاتى را که شیعه براى على بن ابى طالب (ع) نقل کرده, در شعرش مىآورد:
هذا هو النور الذى أضواؤه
کانت بجبهة آدم تتلألؤ
این کسى است که نورش در جبهه ى آدم مى درخشید.
و بعد, از شجاهت , زهد, تقوا و عدالت امام و از قربش به خدا و پیغمبر (ص) سخن مى گوید .در این زمینه نقل تاریخ است که عده اى از افراطیون سنى, ابن ابى الحدید را به خاطر همین شعرش تکفیر کردند و کشتند حالا نمى دانم که اینطور باشد یا نه؟ این , نظر یک نفر اهل علم و ادب و تاریخ است که نمى شود او را متهم به این کرد که درباره ى على بن ابى طالب (ع) با تعصب شیعى حرف زده باشد

منبع:

سایت بلاغ

 

اشعاری در فضایل امام علی(ع)

 

ها علي بشر كيف بشر            ربه فيه تجلي و ظهر

  عله الكون و لولاه لما                كان للعالم عين و اثر

 وله ابدع ما تعلقه                     من عقول و نفوس و صور

  فلك في فلك فيه نجوم                صدف في صدف فيه درر

  فلك في فلك فيه نجوم               مارمي رميه الا و كفي

  اغمد السيف متي قابله             كل من جرد سيفا و شهر

  اسدالله اذا صال و صاح               ابو الايتام اذا جاد و بر

 حبه مبدء خلد و نعم                  بغضه منشاء نار و سقر

 هو في الكل امام الكل               من ابوبكر و من كان عمر؟

 ليس من اذنب يوما بامام          كيف من اشرك دهرا و كفر

 كل من مات ولم يعرفه             موته موت حمار و بقر

 خصمه ابغضه الله و لو              حمد الله و اثني و شكر

 خله بشره الله ولو                   شرب الخمر و غني و فجر

 من له صاحبه كالزهراء             او سليل كشبير و شبر

 عنه ديوان علوم و حكم             فيه طومار عظات و عبر

 بو تراب و كنوز العالم                عنده نحو سفال و مدر

 و هو النور و اما الشركاء            كظلام و دخان و شرر

 ايها الخصم تذكر سندا              متنه صح بنص و خبر

 اذاتي احمد في خم غدير          بعلي و علي الرحل نبر

 قال من كنت انا مولاه                فعلي له مولا و مفر

 قبل تعيين وصي وزير                هل تري فات نبي و هجر؟

 من اتي فيه نصوص بخصوص       هل باجماع عوام ينكر؟

 آيه الله و هل يجحد من             خصه الله باي و سور؟

 وده اوجب ما في القران            اوجب الله علينا و امر

 مدعي حب علي و عداه            مثل من انكر حقا و اقر

 

1 - بدانكه علي بشر است، اما چگونه بشري؟ بشري است كه آثار قدرت پروردگارش در وجود او آشكار و نمايان شده است.

2 - آنحضرت علت غائي آفرينش است كه اگر او نبود براي عالم واقعيت و اثري نبود. (خداوند بخاطر او عالم را بوجود آورده است).

3 – و آنچه را كه تو از عالم عقول و نفوس و صور (عوالم سه گانه خلقت كه در طول هم قرار گرفته و عبارتند از عالم عقل و مثال ماده) تعقل و انديشه كني براي وجود او ابداع شده.

4 – فلكي است در داخل فلكي و داراي ستارگان است و صدفي است در داخل صدفي و داراي گوهرهاي درخشاني است (آنحضرت محاط در اوصاف پيغمبر اكرم (ص) است و ائمه ديگر هم از وجود او پديد آمده اند.

5 – تيري نينداخت جز اينكه آن تير براي هلاك دشمن كافي شد و به جنگي وارد نشد جز اينكه از آن پيروز درآمد.

6 – تمام شمشير كشان موقع مقابله با او (براي اينكه عرض اندام نكنند از ترس وي) شمشير خود را غلاف ميكردند.

7 – موقعيكه حمله ميكرد و صيحه ميزد شير خدا بود و در موقع بخشش و احسان پدر يتيمان بود.

8 – محبت و دوستي آنحضرت سرچشمه بهشت و نعمتهاي بهشت است و دشمني او منشاء آتش دوزخ و جهنم است.

9 – او در تمام عالم پيشواي همه پس از رسول اكرم صلي الله عليه و آله است، ابوبكر و عمر كيستند كه با او لاف برابري زنند؟

10 – كسي كه يك روز هم مرتكب گناه شود شايسته امامت نيست پس چگونه شايسته آن مقام باشد كسي كه يك عمر در شرك و كفر بوده است (منظور عمر و ابوبكر است).

11 – هر كسي كه مرد و او را نشناخت مرگ او مانند مرگ خر و گاو است. مانند زمان جاهليت مرده و اين سخن اشاره است به حديث : من مات و لم يعرف امام زمانه....

12 – دشمن آن حضرت مبغوض خدا است اگر چه ستايش كند و ثنا گويد و سپاسگزار باشد.

13 – دوست و محب او را خداوند مژده بهشت داده اگر چه شرب و خمر كرده و آواز خوانده و مرتكب فجور باشد.

14 – جز علي كيست كه زوجه اي چون زهرا عليها السلام يا فرزنداني مانند حسين عليهما السلام داشته باشد؟

15 – ديوان علوم وحكمتها از آنحضرت است و طومار موعظه ها و پندها در نزد اوست.

16 – آنجناب خاك نشين بود و اعتنايي به دنيا نداشت به طوريكه گنجهاي عالم در نزد او به منزله سفال و كلوخ بود.

17 – و او نور خالص است و اما شركاي خلافت او مانند ظلمت و دود و شرر ميباشند.

18 – اي كه مخالف امامت او هستي بياد آر سند آن روايتي را (در غدير خم) كه متن آن بنابر روايات و اخبار شما هم صحيح است.

19 – موقعيكه در غدير خم پيامبر صلي الله عليه و آله علي را آورد بر جهاز شتران.

20 – و فرمود من بر هر كس از نفس او اولي بتصرف هستم اين علي بر او اولي بتصرف و پناهگاه است.

21 – هيچ پيغمبري را ديده اي كه پيش از تعيين وصي و جانشين وفات يابد و يا هجرت كند؟

22 – كسي كه در شأن او نص ها و روايات مخصوصي آمده باشد آيا مي توان با اجماع مشتي عوام الناس منكر او شد؟

23 – علي عليه السلام آيت عظماي خدا است آيا انكار كرده ميشود كسي كه خداوند براي او آيه ها و سوره هائي اختصاص داده است؟

24 – دوستي آن حضرت واجب ترين امري است كه در قرآن آمده و خداوند او را به ما واجب فرموده است.

25 – كسي كه ادعاي دوستي آن حضرت و مخالفين او را دارد مانند كسي است كه حقي را انكار كند و هم بدان اقرار نمايد.

 

 

 


 

یادداشتی در باره  عاشورا

  
باز اين چه شورش است که در خلق عالم است                  

                           باز اين چه نوحه وچه عزا و چه ماتم است

      

اين روز ها و شبها همه شيعيان و دوست داران عترت پاک وخاندان آخرين وبزرگ ترين فرستاده الهی ، حال وهوای ديگری دارند. گويا دل وجان آنان بر بال ملايک در آسمان ولايت به پرواز در آمده باشد.

گويا عشق به عترت در دل آنان آشيانه کرده و بذر محبت اهل بيت در سرزمين جان آنان جوانه زده است.

گويا آيه مودت آنان را به سوی چشمه های جوشان وزلال عترت رهنمون گرديده وآنان را برقله های رفيع محبت ودوستی آل محمد ، به پرواز در آورده است.

گويا در دريای طوفانی و پر طلاطم وخروشان که بيشتر انسانها را در گرداب های سهمگين اندخته و آنان در کام امواج خروشان اين دريای آشفته وطوفانی فرو رفته، اما شيعيان ودوست داران خاندان پيامبر اسلام (ص ) بنا به تعاليم ناب آن حضرت ،در کشتی نجات امت سوار شده و از هلاکت و نابودی حتمی رهايی يافته اند.

اينک عاشورایی ديگر  حلول کرد ودل وجانمان را در طبقی از اخلاص  وعشق و محبت گذاشته و دو دستی تقديم صاحب اين شب و روز می نماييم.

اينک حسين عزيز فاطمه در گوشه ميدان ايستاده و ندای هل من ناصر او ما را پس از چهارده قرن ، به ياری می طلبد.

اينک طبل جنگی نابرابر بين سپاه تا دندان مسلح کفر و سپاه غریب اما استوار و پایدار حسين ، پسر پيامبر خدا ، در سرزمین کربلا نواخته می شود و از هرسو لشکر گاه وخيمه گاه سپاه اسلام مورد هجوم ديوان زمان قرار می گيرد.

اينک فرياد العطش زنان وکودکانی در اين صحرا به گوش ميرسد که آب ، مهر مادرشان بوده و زمان ومکان با اذن الهی تحت امر پدران آنان بوده است .

اينک حر دلاور که باور نداشت اين کوفيان يزيدی تا اين اندازه روی فرعونيان را سفيد کنند و در کشتن فرزند پيامبرشان گوی سبقت بربايند ؛ اکنون پشيمان از کرده خويش ، با سر افکندگی روبروی حسين ايستاده و توبه وانباه را زير لب ضمضمه دارد وحسين که کريم فرزند کريم است او را با آغوش باز استقبال می کند.

اينک حر آزاده در گوشه ميدان با پيشانی خونين ، نقش برزمين است ولی ناگاه احساس آرامش وراحتی می کند از لابلای خاک و خون های بسته روی چشمان خود ، نگاه می کند و می بيند سر بر دامان ولايت دارد .

اينک عباس دلاور به جای رفتن به ميدان ، مشک در دست روانه فرات گرديده تا به وعده خود ، جامه عمل  بپوشاند ودل های کودکان را سيراب نمايد.

اينک حسين  با چشم خود می بيند سرو بلند باغ ولايت و درخت تنومند اميد و آرزويش يعنی عباس با وفايش با دست های جدا شده بر زمين  افتاده وبرادر را به فرياد می طلبد.

اينک امام حسين می بيند باغ وبستان کربلاييها  خزانی زود رس نموده  وگل های بنی هاشم پر پر گرديده و مرغ جان بهشتيان ، به سوی جنات خلد ، پرواز نموده است.

اينک همه کبوتران مهاجر حرم ملک وملکوت رفتند و اين حسين غريب است که در ميان خيل دشمن قرار دارد.

اينک او برای وداع آخر به ميان اهل حرم آمده و صدا می زند ( يا زينب يا ام کلثوم يا سکينه عليکن منی السلام. ) امام به خيمه تنها بازمانده ولايت يعنی امام سجاد می آيد تا با بيمار  کربلا نيز خدا حافظی کند . امام سجاد از سر انجام کار با دشمن می پرسد وامام حسين می فرمايد فرجام کار به جنگ مبدل گشت . امام اضافه می کند قصد رفتن به ميدان دارد وامام سجاد می پرسد مگر ياران شما کجايند که شما به ميدان مي رويد ؟ مگر حبيب بن مظاهر کجاست مگر زهير و برير و مسلم بن عوسجه کجاست ومگر ...

واينک امام حسين خبر از شهادت آنان می دهدو امام سجاد می پرسد مگر عمو هايم کجايند که شما ميدان می رويد و امام پاسخ می دهد شهيد شدند. مگر برادرم علی اکبر و عمويم عباس چه شده که شما ميدان می رويد ؟ وامام پاسخ می دهد : فرزندم ! همين قدر بگويم که غير از من و تو در اين خيمه گاه مردی باقی نمانده وهمه شهيد شدند.

اينک امام سجاد با شنيدن اين اخبار تلخ می بيند مولايش غريب وتنهاست . می بيند فرزند نبی مصطفی وعلی مرتضی وام ابيها ، غريبانه به ميدان می رود .

اينک امام سجاد  از عمه اش زينب ، شمشير و عصا می طلبد! وعمه می پرسد شمشير وعصا برای چه ؟ شما که بيماريد وامام سجاد می گويد مگر نمی بينی حجت و ولی خدا تنها و بی کس  مانده . می خواهم بر عصا تکيه زنم و با شمشير از حجت الهی دفاع نمايم .

اينک حسين طفل شش ماهه را بر دست دارد تا با او هم وداع کند اما می بيند تشنگی او را پژمرده نموده ، برای اندکی آب او را به دشمن می نماياند ودر ضمن سخن با آنان می فرمايد «اما ترونه کيف يتلظی عطشا » ودشمن بی رحم با نوک تير جفا برای هميشه علی اصغر را سيراب می کند .

 اينک حسين هم می رود و زينب با زنان و کودکان يتيم درکنار خيمه های سوخته و بدن های بی سر و قطعه قطعه ، رو به مدينه جدش می کند ومی گويد : يا جداه يا محمداه هذا حسين مرمل بالدماء مقطع الاعضاء وبتاتک سبايا ...

اين کشته فتاده در هامون حسين توست    وين صيد دست وپا زده در خون حسين توست

 

 

مدیر سایت شیعه نت

عاشورای 1427


 

در باره 22 بهمن

 

روز های خون وآتش

 

اين روز ها ، ياد آور روز هايی در ايران است که خون وآتش و قيام ونهضت ، حياتی دوباره به ملت ايران بخشيده بود . هيچگاه خاطره آن دوران سياه که فرزندان ملت را به  سياه چال ها کشانده و هر صدای مخالفی در گلو خفه می شد از يادمان نخواهد رفت. روزها و دورانی که شاه سايه خدابود و آمريکايی ها چون فرشته تقديس شده و استعمار واستکبار جهانی مانند ديوی ، چنگال های مخوف و خونين خود را در حلقوم ايرن و ايرانی فرو برده و می خواست ملت را به بردگی بکشد ، همچنان که شاه و دولت را به بردگی کشانيده بود ، همواره در یادها زنده خواهد ماند ، درآن دوران ، شاه و درباریان ، خود را مالک همه ثروت های حاصل از فروش نفت و گاز و سایر ذخایر می دانستند و بدون هیچ حساب و ضابطه ، آن سرمایه ها را در راه خوش گذرانی و جشن و میهمانی های شبانه و سفر های خارجی  صرف می کردند، در خاطراتی که طی سال های اخیر از سوی برخی از این درباریان نوشته و منتشر گردیده است ، بخشی از ریخت و پاش ها ی دربار شاه افشا شده است . حاتم بخشی های شاه و خاندان وی نیز از این دست بوده است که آمریکایی ها همواره برای چنین غارت گری ها از شانس بیشتری برخوردار بوده اند ، این در حالی بوده است که بسیاری از مردم ایران به نان شب نیازمند بوده و بسیاری از شهر ها و روستاهای کشور از ساده ترین امکانات بی بهره بوده اند . روز های پايانی بهمن خونين ، اراده آتشين ملتی را به نمايش گذاشت که از نظام پوسيده ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی خسته شده و با خون ، ايثار و فداکاری ، آن نظام را سرنگون کردند. اکنون ما وارثان آن مجاهدان عرصه ايثار و فداکاری هستيم و بايد بدانيم که آنچه در دست ماست امانتی خدا دادی است و مسئولان نظام جمهوری اسلامی نيز بايد بدانند که ملت و جوانان ملت بودند که آن حماسه ها را آفريدند و شاه و حاميان وی را به ستوه آوردند . از اين رو بايد به آراء  ملت احترام گذاشته و خواسته های به حق مرم را برآورده سازند و  همچنان که رهبر فقيدمان امام خمينی (رضوان الله عليه ) فرمودند ، خود را خادم مردم بدانند. همچنین لازم است همه مسئولان کشور ، عهدنامه امام علی ( علیه السلام ) به مالک اشتر و نیز سیره آن حضرت را در شیوه حکومت و هرگونه تصرف در امور بیت المال در دوران مسئولیت خود ، مورد توجه قرار دهند و به بند بند عهدنامه یاد شده در خدمت گذاری به مردم  جامه عمل بپوشانند و اجازه ندهند برخی از متملقان و ستایش گران و بدخواهان در صدد بازگردانیدن دوران سیاه نظام پیشین بر آیند و میان مسئولان و مردم فاصله ایجاد کنند ، و لازم است مسئولان دلسوز نظام همواره در پی اجرای عدالت اجتماعی در بین همه اقشار ملت باشند و همچنان که شهید مظلوم بهشتی (رضوان الله علیه ) می فرمودند ، باید شیفته خدمت باشند و نه تشنه قدرت ! اکنون بيست و نه سال از دمیدن صبح شیرین پیروزی می گذرد و ما شاهد اين هستيم که اسلام به برکت اين انقلاب شکوهمند به قدرتی بزرگ  تبديل شده است  و امريکا که با فرو پاشی نطام شوروی، به دنبال تک قطبی کردن جهان  و سیادت مطلق بر جهان بود ، اکنون خوابهای او تعبير نشده  و خود را در برابر پيدايش و رشد سريع قدرتی می بيند که نه بر سلاح هسته ای و اقتصاد و سرمايه که بر ارده ملت های با ايمان اتکاء دارد. اين عيد ملی و اسلامی  و دهه فجر انقلاب اسلامی بر همه ايرانيان وطن دوست به ويژه رهبر معظم انقلاب ، مبارک باد.

 

دهه فجر انقلاب اسلامی - 1386

 


 

                                                                    

زلزله بم درد نــاک ترين

 حادثـــه سال۱۳۸۲ 

در سحرگاه روز جمعه ششم ديماه زلزله ای با قدرت ۷ / ۶ در مقياس ريشتر شهر بم در استـــان کرمان را لرزاند وخســارات فراوانی بر جای گذاشت  ...   اين خبری بود که بيشــتر رسانه های گروهی جهان در روز ششم دی ماه سال ۱۳۸۲  در صدر اخبار خود قرار دادند. بر اساس آخرين آمار اعلام شده،  بيش از چهل ودو هزار نفراز هم وطنانمان از زن و مرد و کودک و پير و جوان ، در اين حادثه غم بار قربانی شدند وبيش از بيست هزار نفر نيز دچار صدماتی گرديدند.

ياد داشت ذيل به پاس احترام به قربانيان اين حادثه و همدردی  با بازماندگان اين بليه بزرگ تحرير يافته است که تقديمتان می شود :

              يادی از مصيبت زلزله بم

سالی دیگر از حادثه زلزله بم گذشت وهنوز ناله دلخراش پدرپيری که برسر  خاک عزيزانش  آنان را با نام صدا می زد ، آوازه گوش ها است. هنوز صدای فرو ريختن خانه ها وساختمانها ، صدای شکستن نخلهای زيبا  ودرختان مرکبات طنين انداز است . هنوزدلهای شکسته اندک مردم بازمانده، التيام نيافته وآتش سوزان آن مصيبت دردناک بر دل های مردم آن خطه شعله می زند.

آن جا بم است، شهری با تاريخ دو هزار ساله ، با تمدنی کهن وارگی زيبا. آنجا خاستگاه انسان های سخت کوش است. آن شب مردان وزنان و کودکان، با اميد به فردای ديگر شب را سپری می سازند اما نا گاه چند ثانيه لرزه های پی درپی دميدن صبح را به تاخير می اندازد. دست تقدير الهی وامر کن فيکون حق تعالی  اينچنين مقرر فرمود تا بم وبمی ها بروند. آن شب مرگ به رايگان در جام های تلخ مصيبت بر مردم آن شهر تقسيم گرديد و سفير مرگ ، ناخوانده خانه های اين شهر را در نورديد. مصيبت بم هرچند غمی جانکاه بر دل وديده هر ايرانی بود وزخمی التيام ناپذير بر سينه های بازماندگان اين حادثه تلخ اما درس عبرتی برای همه ما وتذکری دوباره وزنگ خطری ديگر برای ايران وايرانی . هرچند استاندارد سازی ساختمان ها امری غير قابل اجتناب خواهد بود وخسارت ها وتلفات را به حد اقل خواهد رسانيد ، اما مرگ را گريزی از آن نيست و آنجا که خواست خدا باشد خواست هيچ بنده ای اثر بخش نخواهد بود.

آن روز تلخ گذشت اما تلخی آن در کام مردم ايران وباز ماندگان اين مصيبت جانکاه باقی است. ولی بايد گفت: روزی مانند روز حسين فاطمه وپسر پيامبرخدا وزاده علی مرتضی ، نبود. آنجا مرگ سراغ حسين ويارانش نيامد واين سپاه عشاق بودند که متهورانه به پيشباز مرگ شتافتند بلکه بر مرگ خند يد ند. درعاشورای کربلا نه تنها عزراييل وميکاييل وجبراييل واسرافيل که تمام فرشتگان و جن وانس مبهوت وشگفت زده از آن حماسه خونين شدند. آنجا که مسلم بن عوسجه در بازار کوفه می خواهد حنا بخرد اما حبيب بن مظاهر به دنبال وی گويا در دل و زبان حال به مسلم می گويد تو را ديگر نيازی به حنا نيست وآخرين حنای تو در کربلای حسين ، سر ورويت را خضاب خواهد کرد. وآن حنای خونی است که در اوج عشق به حسين فوران می نمايد؛ رنگ آن حنا تا روز قيامت و تا ورود به باغ های سبز وخرم بهشت باقی خواهد ماند.

و  آنجا که برير بن خضير آن پير مرد جوانمرد همدانی در شب عاشورا به شوخی ومزاح می پردازد کاری که هيچ گاه در عمرش نکرده  ودر اين باره می گويد : اين نيست جز به خاطر مقامی که فردا در انتظار من است . وآن جا که قاسم نوجوان ، مرگ را در کام خود شـــيرين تر از شهد عسل می داند وبی باکانه به حجـــله گاه خونــين خويـــش می شتابد.و آن جا که حر آزاده آن فرمانده سپاه هزار نفری دشمن ، يک پای خود را لب بهشت وپای ديگر را لب جهنم سوزان خشم الهی می بيند وناگاه بهشت را باتوبه وانابه وخجلت و شرمندگی در پيشگاه حسين(عليه السلام) و سر انجام با خون پيشانی خويش خريداری می کند.در گوشه ميدان جنگ خون سر وپيشانی حر ،پرده ای بر چشمان وی نهاده ومجروح بر زمين افتاده ، احســـاس راحتی می نمايد از لابلای خونهای بسته، چشــم می گشايد ؛ می بيند ســـر در دامان ولايت دارد. آن جاست که امام حســـين (عليه السلام ) مدال جاويدان افتخار به حر می دهند و آن دستمالی است که امام بر پيشانی خونين حر می بندد. مدالی که تا روز قيامت بر پيشانی آن شهيد آزاده می درخشد.

آن جاست که مرد وزن وکودک و سياه وسفيد ، بزرگترين حماسه جاويدان تاريخ را رقم زدند. اما اين امام سجاد و زينب وکودکان هستند که در شام تلخ غريبان در کنار خيمه های سوخته ودر جوار اجساد قطعه قطعه شهيدان ، آن شب غم بار راسپری می سازند. اين زينب است که نماز شب رانشسته می خواند وامام سجاد (عليه السلام ) از عمه داغدار می پرسند : چرا نماز را نشسته می خوانيد و عمه پاسخ می دهد : داغ های روز گذشته کمر ايشان را شکسته است .

تنها اينان، باز مانده آن کبـــوتران خونين بال مهـــاجر نيســـتند واين ما نيز باز مانده عاشورا وتمام مصيبتهای تاريخ پر فراز ونشـــيب اسلاميم و بايد همچـــون زينب وامام سجاد (عليهما السلام) وفرزندان ولايت ، پيام آن حماسه سازان را به نسل های آينده برسانيم.خود ، حسينی شويم ودر مدرسه عشق وشجاعت و آزادگی حسينی ،درس بخوانيم وتاريخ سراسر افتخاری را رقم زنيم. انشاءالله. 

مدیر سایت شیعه نت

دی ماه 1383

 


 

سفر حج سال 1384 :

 امسال توفيق نصيبم شد تا به سفر حج مشرف شوم .در مدت زمانی که در مدينه منوره و مکه مکرمه بودم علاوه بر انجام زيارت و اعمال و مناسک در فرصت هايی با برخی از حجاج کشورهای عربی به گفتگو می پرداختم . با توجه به اينکه آنان از پيروان مذاهب اهل سنت بودند بيشتر گفتگوها در موضوعات عقيدتی و مسايل اختلافی بين شيعه و اهل سنت دور می زد و بنده هم بر مبنای  اطلاعاتی که از عقايد شيعه داشتم به شبهات آنان پاسخ می دادم.از اين گفتگو ها برداشت کردم که دشمنان شيعه دوازده امامی تا چه اندازه بر عليه مذهب اهل بيت (عليهم السلام ) شبهه پراکنی می کنند و عمق دشمنی آنان نسبت به پيروان شيعه تا چه ميزان است . درک اين واقعيت ها که بر علما و محققان حوزه ها و دانشگاه ها پوشيده نيست وظيفه  آنان را دو چندان می کند. هم اکنون صدها سايت اينترنتی و شبکه راديويی و تلوزيونی بر عليه شيعه ايجاد شبهه ميکند و صدها عنوان کتاب ، مجله و نشريه به صورت منظم از سوی وهابيت ، چاپ و انتشار می يابد و تلاش های انجام شده از سوی محققان شيعه تکافوی آن همه تبليغات مسموم را نمی کند . اکنون با پيشرفت تکنولوژی و فراهم آمدن امکاناتی مانند اينترنت و ماهواره حوزه های شيعی بايد بيش از هر زمانی به ابزار و تسليحات متناسب با شرايط زمانی برخوردار باشند و از توطئه دشمنان غفلت نکنند. موضوع ديگری که در آن ملاقات ها جالب توجه بود مسئله هسته ای ايران بود که در روزهای اخير آمريکا و غرب افکار عمومی جهان را بيش از هر زمان ديگری به سوی آن معطوف نموده اند . تقريبا همه افرادی که از کشور های عربی با آنان گفتگو نمودم نسبت به جمهوری اسلامی ايران خوشبين بودند و از ايران و امام خمينی و مسئولان ايران از جمله آقای احمدی نژاد به نيکی ياد می کردند و از سياستهای ايران در باره انرژی هسته ای حمايت می نمودند و از آمريکا وغرب ابراز تنفر و انزجار می کردند. از مجموع آن گفتگوها می توان به اين واقعيت بی برد که مردم جهان به رشد کامل سياسی رسيده و ديگر زمان خدعه و نيرنگ و سياست های فريبنده غرب و آمريکا به سر آمده است . اکنون آمريکا با سياست های نادرست و خصمانه خود بر عليه ملت های ستمديده از بد ترين جايگاه در ميان آنان برخوردار است و از اين پس نوبت دولت ها و حکومت هاست که خود را اصلاح کنند و در راستای منافع ملت های خود گام بردارند.

 


 

ماه رجب

 

ماه رجب ماه عبادت و نيايش و از ماه های مبارک است . در اين ماه ، ميلاد باسعادت امامان بزرگ مسلمانان ، حضرت امام محمد باقر ، امام محمد تقی ، حضرت علی ( عليهم السلام ) و عيد مبعث پيامبر گران قدر اسلام ( صلی الله عليه و آله و سلم ) واقع شده است .در اين ماه  بسياری از خدا جويان به ويژه جوانان پاک سرشت در ايام البيض يعنی روز های سيزده هم تا پانزدهم اين ماه در مساجد جامع به اعتکاف می پردازند و ضمن روزه داری و نيايش به درگاه حضرت احديت، زاد و توشه ای برای جهان پس از مرگ خويشتن فراهم می آورند و در اين سه روز ، از دنيا و تعلقات آن فاصله می گيرند . چنانچه نگاهی به متن احاديث و روايات در باره اين ماه بياندازيم و دست کم به کتب ادعيه از جمله کتاب با ارزش مفاتيح الجنان مراجعه کنيم، مشاهده می کنيم برای اين ماه برنامه های ويژه ای در نظر گرفته شده است . دعا های رسيده از پيشوايان ما در اين ماه صفحه تازه ای را به روی ما برای تقرب به خدا گشوده اند و جان های تشنه مارا به سوی چشمه های زلال معارف رهنمون گرديده اند . از جمله عبادات در اين ماه ، روزه است که در برخی از ايام اين ماه بيشتر بدان سفارش شده است . همچنين ذکر گفتن و به ياد خدا بودن از عبادت های ديگر در اين ماه است . در روايتی وارد شده است که هر کس در اين ماه هزار مرتبه ذکر  شريف ( لا اله الاّ الله ) را بگويد ؛ خداوند از برای او يکصد هزار حنسنه در نامه اعمال وی ثبت می فرمايد و يکصد شهر در بهشت برای او بنا می کند . پس اگر خداوند توفيق برخی از اين عبادت ها را در اين ماه به ما داد ، بايد تلاش کنيم تا ثواب به دست آورده را با گناهان ديگر نابود نکنيم و در حفظ دست آورد های اين ماه و دو ماه آينده يعنی ماه های شعبان و رمضان بکوشيم . ان شاء الله

 


 

در گذشت علامه زاهد بهلول

 

مرحوم آية الله حاج شيخ محمد تقی بهلول بيش از يک قرن پيش در روستای بيلند گناباد از توابع خراسان چشم به جهان گشود . وی از همان دوران نو جوانی و جوانی زهد و پارسايی را اختيار نمود و به خدمت به اسلام و مسلمانان کمر همت بست . بيش از هفتاد سال پيش با سخنرانی آتشين خود عليه حکومت رضا خانی در مسجد گوهر شاد مشهد در آگاهی مردم نسبت به مظالم حکومت نو پای پهلوی  نقش به سزايی را ايفا نمود و قيام  گوهر شاد با سخنرانی ايشان ، به کمال رسيد  و پس از آن دستگير و نزديک به سه دهه مورد سخت ترين شکنجه های جسمی و روحی و دوری از وطن گرديد . پيش از پيروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ايران با سفر به شهر ها و مناطق مختلف کشور در بيداری مردم  نقش مهمی داشت جالب توجه اينکه چنانچه از وی برای مجلسی دعوت به عمل می آمد با تواضع می پذيرفت هر چند برای سخنرانی در روستای دور دستی بود. يادم است در يکی از آن سخنرانی ها ، بانی مجلس مبلغ قابل توجهی به وی داد اما ايشان فقط مبلغ چهار تومان ( چهل ريال ) از آن را برای کرايه برداشت و باقی به بانی پس داد. ايشان دائم السفر بودند و هميشه روزه دار بودند و کراماتی نيز در باره آن بزرگوار نقل شده است. مرحوم بهلول حافظه استثنايی داشتند و بيش از دويست هزار بيت شعر در موضوعات دينی به ويژه در ولايت اهل بيت و مصايب خاندان پيامبر اسلام ( عليهم السلام )  سروده بودند و بيش از پنجاه هزار بيت  از اشعار ديگران را در حافظه خود داشتند همچنين بسياری از روايات و منابع حديثی را از حفظ بودند . چند سال پيش ، ايشان را در کنار بقيع در مدينه منوره و در ايام حج در حالی که چند نفر از جوانان از جمله چند نفر روحانی جوان ، دور ايشان حلقه زده بودند ، زيارت کردم و ايشان مشغول قرائت اشعارطولانی در مدح  امير المومنين (ع ) بودند ، خيلی شعر خواندند و به حاضران گفتند اين اشعار خيلی زياد است و اگر ادامه دهم خسته می شويد! . به نظرم آن بزرگوار در هنگام ارتحال شايد از مال دنيا فقط دو سه تکه لباس داشتند و از اين جهان فانی که چون ثانيه ای می گذرد ؛ دل بريدند و به وجود مطلق الهی دل دادند و دل بستند و بی هيچ وابستگی و دل بستگی از اين دنيای دون رخت بر بستند و چون سبک بالان به عالم ملکوت پيوستند. روحش شاد و با ارواح اوليا و شهدا قرين باد.

 


 

ثبت نام در ثبت احوال

 

چندی پيش برای دريافت شناسنامه نوزاد به اداره ثبت احوال رفتم پس از پر کردن فرمی که مآمور ثبت شناسنامه ارايه داد ؛ نام انتخابی را برای نوزاد در آن درج نمودم . نام انتخابی بر اساس مشورت با خانواده و با توجه به ايام فاطميه « فاطمة الزهرا » بود . اما مآمور ثبت پاسخ داد که اين نام چون عربی است نمی توانيم ثبت کنيم !! گفتم خيلی از نام های ما ايرانيان به دليل احترام و علاقه به اهل بيت ( عليهم السلام ) و پيشوايان دينی ما ، عربی است .اگر  بخواهيم نامی کاملا فارسی انتخاب کنيم بايد خط قرمزی دور بسياری از نام ها بکشيم .  مآمور ثبت پاسخ داد اين يک دستور است !! به دفتر رييس ثبت رفتم تا بدانم آيا اين يک سليقه است يا بر اساس بخشنامه و دستور رسمی است . مسئول دفتر پاسخ داد که بخشنامه شده تا از ثبت نام های عربی و يا نام به صورت عربی خود داری شود و ما فقط می توانيم نام  «فاطمه زهرا » را ثبت کنيم و نه «فاطمة الزهرا »  و از نوشتن « ال » و « ة » در نام معذوريم !! و من ناچارا به اين قانون به رغم ميلم رضايت دادم و شناسنامه را با اين نام دريافت کردم.

اما سخن من اين است که زبان فارسی پس از فتح ايران به دست مسلمانان در عهد خليفه دوم و مهاجرت عرب ها به ايران و ارتباط تنگاتنگ تجاری ، سياسی و فرهنگی ايرانيان تازه مسلمان با  عرب ها تغييرات فراوانی کرد و بسياری از واژه های عربی به زبان فارسی وارد شد . اکنون بيش از سی تا چهل در صد کلمات فارسی يا عربی است و يا ريشه عربی دارد و اگر بخواهيم آن ها را از زبان فارسی حذف کنيم بخش مهمی از آن را از دست داده ايم . به ياد دارم زمانی جوک يا واقعيتی را گاهی در قديم ها مطرح می کردند که در زمان رژيم سابق دستور داده بودند نام اداره ای که به نام « دایره مستقيم حمل و نقل » معروف بوده و همه کلمات آن عربی است را به زبان فارسی تغيير دهند . پس از شور و مشورت ، نام خنده دار فارسی آن اين شده بود « گردکی سيخکی آورد و برد » !!!

می خواهم به ثبتی ها با همه احترامی که برای آنان قايل هستم ؛ بگويم : ای آقايان ! اين اندازه داغ نشويد و به زبان فارسی نمک نزنيد و آن را شور نکنيد . اگر اينگونه که می گوييد باشد پس نام « عبدالله » هم عربی است و مرکب از کلمه  «عبد  و الاله‌» هست زيرا کلمه« الله » از نظر ادبيات عرب در اصل« الاله »بوده و با تغييراتی به« الله » تبديل شده است و دارای « ال » هست نبايد آن را ثبت کنيد و يا آن را به اين صورت « عبد اله » ثبت نماييد !! و بسياری ديگر از نام های ديگر عربی را !!! . به هر حال همه ما ايرانی هستيم و به زبان مادری خود « فارسی » عشق می ورزيم اما در عين حال مسلمانيم و به بزرگان و اوليای دينمان نيز علاقمنديم .  پس اندکی فکر کنيد و آن وقت فارسی را پاس بداريد . نکته ديگر اينکه اينقدر تبليغ نام های غير اسلامی که به عقيده شما نام های ايرانی هستند نکنيد و بگذاريد مردم ، خود تصميم بگيرند و بر اساس آن چه در دل دارند و بر مبنای دوستی با خاندان پيامبر خدا ( صلی الله عليه و آله و سلم ) فرزندان خود را نام گذاری کنند . 

 


 

سال تحویل و نام ماه های ترکی

 

در مناطق وسيعی از آسيا و در آسيای مرکزی ، چينی ها و ترکان قديم ، نام برخی از حيوانات را بر روی ماه های دوازده گانه سال ، می نهادند وهر سال را سمبلی از يکی از آن حيوانات می دانستند و در آغاز هر سال آن حيوان را ذبح می نمودند . آغاز هر سال شمسی با يکی از اين ماه ها همزمان می گردد که در اصطلاح ما ايرانيان ، سال روی آن حيوان چرخيده است. در اين يادداشت ضمن تبريک سال نو وآرزوی موفقيت و بهروزی برای همه ايرانيان عزيز به ويژه کاربران  محترم اینترنت ، نام ماه های ياد شده را که در قالب دو بيت شعر است ؛ جهت اطلاع شما عزيزان می آوريم . ماه های ياد شده از قرار زير است :

          موش و بقر و پلنگ وخرگوش شمار

                                              زين چهار چيز بگذرد نهنگ آيد و مار

         آنگاه اسـب و گوســفنـــد شـمار

                                             حمدونه* و مرغ و سگ و خوک آخرکار

 * حمدونه = ميمون

 


 

حدیث جالب و ذکر های ارزشمند

 

لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین

 

حسبنا الله و نعم الوکیل                            

 

ما شاءالله لا قوة الا بالله                            

 

وافٍِِوض  امری الی الله ان الله بصیر بالعباد     

 

از امام جعفر صادق (علیه السلام ) این حدیث جالب در خصال مرحوم شیخ صدوق نقل شده است. آن حضرت در این حدیث به چهار خواسته بندگان خدا اشاره نموده و فرموده اند که تعجب میکنم از کسی که از چهار چیز بیم و هراس دارد چرا به چهار چیز پناه نمی برد.

متن حدیث از قرار زیر است :  

شگفت دارم از کسی که از چهار چیز هراس دارد چگونه به چهار چیز پناه نمی برد ؟

تعجب می کنم از کسی که از چیزی می ترسد چرا به این عبارت خداوند در قرآن پناه نمی برد : حسبنا الله و نعم الوکیل ( خداوند ما را بس است و چه وکیل خوبی است ) زیرا شنیدم خداوند عز و جل پس از این عبارت فرموده است : به واسطه نعمت و فضلی که از طرف خداوند شامل حالشان گردید و هیچ بدی به آنان نرسید . و تعجب می کنم از کسی که اندوهناک است چرا به این  فرموده خداوند پناه نمی برد : لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین . زیرا پس از آن شنیدم که خداوند می فرماید : درخواست او را بر آورده ساختیم و از غم و اندوه او را نجات دادیم و این چنین اهل ایمان را نجات می دهیم .

و در شگفتم از کسی که حیله ای در باره او به کار گرفته شده و چگونه به این کلام خداوند پناه نمی برد : و افوض امری الی الله ان الله بصیر با لعباد . زیرا شنیدم که خدای بزرگ پس از آن فرموده است : خداوند او را از بدی هایی که در باره او به حیله انجام داده بودند نگه داشت .

و در شگفتم از کسی که خواستار دنیا و زینت های آن است چگونه   به این

كلام خداوند پناه نمی برد : ما شاءالله لا قوه الا بالله . پس شنیدم که خداوند پس از آن می فرماید : اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت کمتر می بینی ولی امید است که پروردگار من بهتر از باغ تو نصیب من گرداند.

( خصال شیخ صدوق ج1 / 241 باب احادیث چهارگانه )

توصیه می شود که این اذکار روزانه به خصوص در طرف صبح یک صد مرتبه تکرار شود»


       

حديث جالبی از امام صادق (عليه السلام)

 

امام صادق فرمودند: ابليس چهار بارشيون کرد . نخستين بار روزی بود که به او لعنت شد وديگر زمانی که به زمين فرود آمد وديگر وقتی که محمد (صلی الله عليه وآله ) پس از مدتی که پيامبر نيامده بود به پيامبری مبعوث شدند وديگر زمانی که سوره فاتحه نازل شد واو دو بار شاد شد ؛ زمانی که آدم از آن درخت خورد وزمانی که او از بهشت فرود آمد .

                                                      خصال شیخ صدوق ج1 / باب خصلت   های


 

در باره روز تاسوعا

روز هشتم ونهم محرم ياد آور دلاوری های حضرت علی اکبر وابو الفضل العباس می باشد زيرا در اين روز عمر سعد سپاهيان انبوهی را برای محاصره شط فرات مامور کرد تا از ورود سپاه امام حسين به شريعه فرات  جلو گيری نمايد وآن حضرت را نا چار به تسليم نمايد . اما در عين حال اصحاب و ياران امام حسين گاهی خود را در روز هشتم ونهم به شريعه فرات می رسانيدند و برای خيام حرم آب  می آوردند که البته

حلقه محاصره فرات در روز عاشورا تنگ تر شد ومانع رسانيدن آب به خيمه ها شدند. حضرت عباس دلاور بارها در روز های هشتم و نهم (تاسوعا ) تلاش نمود تا برای خيمه گاه آب بياورد و از اين رو ملقب به سقای سپاه امام حسين گرديد.مقام وعظمت حضرت عباس (عليه السلام ) بيش از اين است که بتوان بر زبان آورد ويا بر روی کاغذ نوشت وهمين بس که امام سجاد (عليه السلام ) در حديثی که مرحوم شيخ صدوق درکتاب امالی به نقل از ابو حمزه ثمالی از امام زين العابدين (عليه السلام ) روايت کرده است ؛ در باره عمويشان عباس چنين فرموده اند :ابو حمزه ثمالی از حضرت امام زين العابدين روايت کرده است که آن بزرگوار به جناب عبيدالله بن عباس بن علی بن ابی طالب نظر کرد وگريان شد و فرمود :  روزی شديدتر نگذشت  بر ييغمبر (ص)از روز احد که کشته شد در آن روز جناب حمزه اسدالله واسد الرسول وبعد از آنروز، روز موته که در او جناب جعفربين ابيطالب (ع) کشته شد سپس فرمود : نيست روزی مثل روز حسين (ع) که جمع شدند سی هزار نفر وگمان می کردند که از امت پيغمبرند وهمه تقرب ميجستند بسوی خدا بر ريختن خون آن مظلوم وآن بزرگوار خدا را بياد آنها می آورد وآنها نپذيرفتند  تا آنکه او را بظلم و عدوان بقتل رسانيدند بعد فرمود : خداوند رحم کند عمويم عباس را پس بتحقيق جان خود را ايثار نمود و امتحان کرده شد وجانش را بقربان برادر خود نمود تا آنکه دو دست او را را قطع نمودند

پس خداوند در عوض دو دست او  دو بال بوی مرحمت فرمود که با ملايکه در بهشت پرواز می کند چنانچه جعفربن ابيطالب دو بال عطا فرمود وان للعباس عندالله تبارک وتعالی منزله يغبطه بها جميع الشهدا يوم القيامه .يعنی برای عباس در نزد خدا  مقامی می باشد که تمام شهدا به مقام آن حضرت در روز قيامت غبطه می خورند .

 


 

در باره اربعین

 

باز اين چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چــه نوحـه و چــه عـزا و چه مــاتم است        

اين روزها همه شيعيان و دوست داران عترت پاک و خاندان آخرين و بزرگ ترين فرستاده الهی ،حال و هوای ديگری دارند ، گويا دل و جان آنان بر بال ملايک در آسمان ولايت به پرواز در آمده باشد.

گويا عشق به عترت در دل آنان آشيانه کرده و بذر محبت اهل بيت در سرزمين جان آنان جوانه زده است.

گويا آيه مودت ، آنان را به سوی چشمه های جوشان و زلال عترت رهنمون گرديده و آنان را بر قله های رفيع محبت و دوستی آل پاک محمد (صلی الله عليه و آله و سلم ) به پرواز در آورده است. گويا در دريای طوفانی و پر طلاطم که بيشتر انسان ها را در گرداب های سهمگين انداخته و آنان را در کام امواج خروشان اين دريای آشفته و طوفانی فرو برده ؛ اما شيعيان و دوست داران خاندان پيامبر اسلام ( صدر پرتو تعاليم ناب آن حضرت ، در کشتی نجات امت سوار شده و از هلاکت و نابودی  حتمی رهايی يافته اند.

اينک اربعينی ديگر از راه رسيد و ما شيعيان ، دل و جانمان را در طبقی از اخلاص و عشق و محبت گذاشته و دو دستی تقديم صاحب اين روز می نماييم .

اينک چهل روز از تنهايی  ، غربت و شهادت حسين عزيز فاطمه در سرزمين کرب و بلا گذشت .

چهل روز پيش در کربلا مرگ سراغ حسين و يارانش نيامد و اين سپاه عشاق بودند که متهورانه به پيشباز مرگ شتافتند بلکه بر مرگ خنديدند . در عاشورای کربلا ، نه تنها عزراييل و ميکاييل و جبراييل و اسرافيل که همه فرشتگان و جن وانس ، مبهوت و شگفت زده از آن حماسه خونين شدند . آن جا که مسلم ابن اوسجه در بازار کوفه قصد دارد حنا بخرد اما حبيب ابن مظاهر به دنبال وی گويا در دل و به زبان حال به مسلم می گويد تو را ديگر به حنا نيازی نيست و آخرين حنای تو در کربلای حسين ، سر و رويت را خضاب خواهد کرد و آن حنای خونی است که در اوج عشق به حسين فوران می کند و رنگ آن حنا تا روز قيامت و تا ورود به باغ های سبز و خرم بهشت بر سر و رويت می درخشد .

اينک چهل روز از فرياد العطش زنان و کودکانی در آن صحرا می گذرد که آب ، مهر مادرشان بوده و زمان و مکان با اذن الهی تحت امر پدران آنان بوده است .

اينک چهل روز است که باغ و بستان کربلاييها ، خزانی زود رس نموده و گل های بنی هاشم  پر پر شده و مرغ جان بهشتيان ، به سوی جنات خلد ، پرواز نموده است.

چهل روز پيش ، مرد و زن و کودک و سياه و سفيد ، بزرگتريت حماسه جاويدان تاريخ را رقم زدند . اما اين امام سجاد و زينب و کودکان بودند که در شام تلخ غريبان در کنار خيمه های سوخته و در جوار پيکر های قطعه قطعه شهيدان ، آن شب غم بار را سپری ساخته و سفری تلخ و ناگوار به سوی کوفه بی وفا و شام خراب انجام می دهند و اين اوليای خدا و ميوه های دل پيامبر خدا و نور چشمان زهرای مرضيه و علی مرتضی (عليهم السلام ) به اسارت برده می شوند .

اينک همه کبوتران مهاجر حرم ملک و ملکوت رفته اند و اين امام سجاد و عمه کريمه اش زينب و ساير زنان و کودکان هستند که روزها و هفته ها در ميان خيل دشمن و در خرابه شام سکنی داشته و اکنون پس از چهل روز از آن حماسه جاويدان برای  ميثاقی دوباره به سرزمين عشق باز می گردند .

تنها اينان ، باز مانده آن کبوتران خونين بال مهاجر نيستند و اين ما نيز بازمانده عاشورا و تمام مصيبت های تاريخ پر فراز و نشيب اسلاميم و بايد همچون امام سجاد و زينب و فرزندان ولايت ، پيام آن حماسه سازان را به نسل های آينده برسانيم . خود حسينی شويم و در مدرسه عشق و شجاعت و آزادگی حسين درس فرا گيريم و تاريخ سراسر افتخاری را رقم زنيم .

اکنون اربعين است و داغديدگان عاشورای حسينی به کربلا آمده و با اشک چشم خود  ، غبار از مزار پاک شهيدان می زدايند .

اينک زينب ، سلام خالصانه خود را به حسين عزيزش تقديم می دارد . او با برادر از جان عزيز تر خود عقده دل وا می کند و از سفر شام می گويد . آه دل و داغ سينه و بغض ، گلوی او را می فشارد اما او بايد خبر های ناگوار به برادرش حسين بدهد . خبر از زخم های جسم و جان  حجت خدا امام سجاد ، خبر از خار مغيلان ، خبر از زخم زبان کوفيان و شاميان ، خبر از اشک سوزان يتيمان ، خبر از جشن و شادی يزيديان ، ، خبر از اسارتی جانکاه و بالاخره خبری ديگر از پرپر شدن غنچه گلستان آل پاک محمد و خبر از رفتن رقيه سه ساله و پرواز او به سوی جنان ، چه اينکه حسين همه را می داند و همو بوده است که در بهشت برين ، سه ساله خود را در آغوش کشيده و غبار اسارت و اشک يتيمی از چهره معصوم او پاک نموده است .

اينک در آستانه سال نو ، اربعينی ديگر را گرامی می داريم . زيرا سال ما و نو بودن آن با نام حسين و اهل بيت ( عليهم السلام ) معنی و مفهوم می يابد و اميد آن داريم که روح پاک حسين و شهدای کربلا و اسرای داغديده آل محمد (صلی الله عليه و آله وسلم ) به دولت و ملت ايران  عنايت نمايند و پيروزی نهايی ما را بر ابرقدرت های سلطه گر در لحظات حلول سال نو همزمان با اربعين حسينی از خداوند بخواهند . آمين

 


 

بحثی در باره شيطان

 

نمی دانم آيا تا کنون شرايطی برای شما پيش آمده است  که انتخاب خوب از بد ،راه صواب از نا صواب، برايتان مشکل باشد؟ آيا شرايط ارتکاب گناه ومعصيت برای شما فراهم شده است و به اصطلاح مقتضی برای گناه موجود ومانع نيز مفقود بوده و در اين شرايط وسوسه های درونی ، شما را با کبری وصغرا های منطقی ودهها برهان به ظاهر قاطع ،به ارتکاب گناه مورد نظر ،مجاب وراضی نموده باشد ؟ در شرايطی که شما به قبح گناه وناشايست بودن آن ، واقف بوده ايد وبه رغم عقل سليم وفطرت خود ، تن بدان داده و دچار نافرمانی شده ايد. طبعا پاسخ همه ما به اين سوال مثبت خواهد بود وما با نداشتن ملکه عصمت ، کم وبيش در گرداب های سهمگين وسوسه های شيطانی قرار گرفته و بارها به دام جنود ابليس ، گرفتار آمده ايم. اما پرسش اينجا است که چه عامل يا عواملی باعث شده تا با علم به قبح گناه به ويژه برای اولين بار ، در دام شيطان افتاده وبه گناه ‌، دل وجان خويش را آلوده سازيم ؟ تلاش ما در اين يادداشت که طی چند هفته وهر هفته يک يادداشت به رشته تحرير در خواهيم آورد اين خواهد بود تا بتوانيم از متن احاديث وآيات قران کريم وتفاسير ونيز سخنان بزرگان دين ، پاسخی هر چند مختصر برای اين پرسش يافته، تقديمتان نماييم.

عجالتا برای ورود به بحث ، بايد به وجود مخلوق يا موجودی مرموز ونامرئی به نام شيطان اشاره نماييم که براساس فرموده قران کريم ،  به عزت خداوند سوگند ياد کرده است که همه انسانها از نسل حضرت آدم ابو البشر (عليه السلام ) را اغوا وگمراه نمايد. در اين يادداشت به مباحثی از قبيل آيات ورواياتی در باره شيطان ، چگونگی فريب دادن  و اصولا ابزار کار شيطان ، مصاديق و واقعيتها يی از فريب خوردن انسان ها از شيطان ويا مقاومت گروهی ديگر در برابر شيطان و توضيحاتي در باره ماهيت شيطان تقديم خواهد گرديد. انشاءالله.

 


 

بحثی در باره شيطان (۲ )

 

در ياد داشت پيـش مقدمه ای را در باره شيــطان تقــديم نمودم و در اين يادداشت به پرسش های زير پاسخ می دهم : شيطان کيست و نام های ديگر او چيست ؟ــ آيا شيطان ديده می شود ؟ــ چرا شيطان با انسان دشمنی دارد و چگونه انسانها را فريب ميدهد؟گاهی در نظرانسان ، اعمالی قبح خيلی زيادی دارد و انسان را پيش از ارتکاب آنها، دقايقی و بلکه ساعات و روز هايی به خود مشغول نموده وانسان را آنگاه بر سر دوراهی قرار می دهد؛ دقيقا مانند اولين فريب کاری ابليس در مورد حضرت آدم وحوا در بهشت که داستان آنها را در فرصت های آينده بيان خواهيم نمود ونيز در موردگناهان خيلی بزرگ مانند کشتن انسان بی گناهی به ويژه برای اولين بار که فرد مجرم در ميان دو راهی عجيبی قرار می گيرد؛مانند داستان توبه حربن يزيد رياحی در روز عاشورا که ديده شد ايشان ، با  همه شجاعتی که داشت ، برخود می لرزيد و شديداً در انديشه بود .بر اساس آنچه از آيات قرانکريم وروايات و آثار بزرگان دين استفاده می شود شيطان يکی از فرشتگان درگاه خداوند نبوده است وبلکه يکی از اجنه ای بوده که پيش از آفرينش انسان ، آفريده شده است  وبر اساس روايات ، وی هفتاد هزار سال عبادت خداوند ، نموده است ودر بهشت زندگی می کرده ودر صف ملائکه قرار گرفته است و سؤالی که اينجا مطرح می شوداين است که بهشت آدم وحوا که در قران آمده کجا بوده است وپاسخ ، اين است که بر اساس نظر علما و مفسران بزرگ قران کريم از جمله مرحوم علامه  طباطبايی، اين بهشت در دنيا ودر آسمان بوده است وبهشت آخرتنبوده زيرا بهشت آخرت ، خلد وجاويدان است واگر کسی داخل آن شود؛ ديگر رانده واخراج نمی شود. همچنين نظر برخی ديگر از مفسرين نيز اين است کهآن بهشت در يکی از کرات آسمانی نبوده وبلکه در يکی از باغ های سرسبز وخرم دنيا بوده است و از اين رو شيطان هم می توانسته به آن جا برود پس از اينکه از آن رانده شده است و منظور از هبوط وفرود آمدن آدم از بهشت به زمين ، فرود مقامی می باشد  .


 

شيطان (۳)

 

در يادداشـــــت پيش مطالبی در باره شيـــــطان آورديم د ر اين يادداشـــت می خواهيم  به مناسبت عيد با سعادت قربان به يکی از مناسک حج تمتع اشـــــاره کنيم و آن ســـنگ زدن به سنگ شيـــطان يا رمی جمرات است و حجاج خانه خدا پس از وقوف در عرفات در روز نهم ذی حجه  ( روز عرفه ) و وقوف در مزدلفه يا مشعر الحرام در شب عيد قربان وپس از باز گشت از مشعر الحرام در صبح روز عيد قربان به منی واستقرار در چادرهای خود  ، اولين عمل منی   يعنی رمی جمرات را آغـــاز می کنند . در روز عيـــد قربان فقط رمی جمره عقبه يا جمره بزرگ واجب است ورمی روز های يازدهم و دوازدهم به هر سه جمره واجب می باشد . در زبان عاميانه به رمی جمرات ، سنگ شيطان می گويندو هر چند اين عمل يک واجب الهی است اما اين عمل سمبلی از رمی شيطان و طرد اين موجود لعنت شده ودوری از وی می باشد.برخی از اعمال و واجبات حج يادگار حضرت ابراهيم خليل و همسر و  فرزندش اسماعيل(عليهم السلام) است از جمله سعی بين صفا ومروه وقربانی کردن ونيز رمی جمرات .زمانی که اســـــماعيل تنها فرزند ابراهيم خليـــل به دوران جوانی رسيد ، آنحضرت در خواب مآمور ذبح کردن فرزنش اسماعيل شد واسماعيل نيز ضمن انقياد امر خداوند از پدر خواست هر چه زودتر امر خدا را عملی کند واو از صبر کنندگان خواهد بود . حضرت ابراهيم فرزندش را به منی برای قربانی آورد اما شيطان که قسم خورده، بنی آدم را فريب دهد، آمد وسوسه نمايد و به آن حضرت گفت تو به خاطر يک خواب می خواهی فرزندت وپاره تنت را قربانی کنی ؟ واينجا بود که ابراهيم سنگی به طرف شيطان پرتاب کرد ، اما شيطان اين بار سراغ خود اسماعيل آمد و وسوسه نمود و اظهار داشت پدرت پير شده وقوای فکری وی تحليل رفته و با يک خواب می خواهد تو را قربانی کند و اسماعيل نيز سنگی به جانب او انداخت.ابليس برای بار سوم نزد حضرت هاجر آمد و وسوسه کرد اما هاجر نيز فرمود اسمعيل من فدای امر خداوند و سنگی به جانب او پرتاب کرد وهنگامی که ابراهيم در ذبح فرزندش نا کام شد ، از جانب خداوند گوسفندی توسط جبراييل امين فرستاده شد وآن گوسفند فديه اسماعيل گرديد واز زمان وجوب وتشريع حج در اســلام تا روز قيــامت بايد حجاج رمی جمــرات نموده وسپس قربانی کنند. از خداوند می خواهيم شر شيطان رجيم را در تمام حالات از ما دفع نمايد وتوفيق درک فضايل اخلاقی به همه ما بدهد. آمين 

 


           

حديثی جالب

 

از امام باقر ( عليه السلام ) نقل شده که پيامبر خدا ( صلی الله عليه وآله و سلم ) فرمودند :

خداوند با چيزی بهتر از عقل پرستيده نشده و مؤمن ، عاقل نمی شود مگر اينکه در وی ده خصلت باشد:

از او اميد خير رود ، و ديگران از شر او ايمن باشند ، و خير اندک ديگران را بسيار شمارد و خير بسيار خودش را اندک بشمارد و در تمام عمرش از طلب علم و دانش خسته نشود و از رو آوردن نيازمندان به سوی او به ستوه در نيايد ، فروتنی در نگاه او بهتر از عزت باشد  و تنگدستی در نظرش بهتر از ثروت باشد ، بهره او از دنيا حداقل خوراک است واما دهمی ، چيست آن دهمی ؟ اينکه هيچ کس را نبيند مگر اينکه بگويد : او از من بهتر و پرهيز کارتر است. همانا مردم دو گروهند : گروهی که او از آنان بهتر و پرهيز کارتر است و گروهی که او از آنان بدتر و پست تر است ، هرگاه کسی را ببيند که از او بهتر و پرهيزکار تر است با آن گروه فروتنی کند تا به آن گروه برسد و هر گاه کسی را ببيند که از او بدتر و پست تر است ، بگويد شايدخير او در باطن وشر او در ظاهر است وشايد سر انجام او نيک باشد ، پس اگر چنين کند عظمت او بالا می رود و سرور اهل زمانش می شود .

 


 

حديثی جالب در باره امر به معروف ونهی از منکر:

 

قال الباقر (عليه السلام ) :أوحی الله عزّ وجلّ الی شعيب النّبی  ، انّی معذّب من قومک مأة ألف ، أربعين ألفاً من شرارهم و ستّين ألفاً من خيارهم ، فقال (عليه السلام ) يا ربّ هؤلاء الأشرار فما بال الأخيار ؟ فأوحی الله عزأ وجلّ اليه : داهنو أهل المعاصی و لم يغضبوا لغضبی . (فروع کافی ج۱ ص ۳۴۳ )

ترجمه : امام باقر (عليه السلام ) فرمودند : خداوند عز وجل به حضرت شعيب پيامبر وحی نمود که من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم کرد ، چهل هزار نفر از بدکاران قوم تو وشصت هزار نفر از نيکان قوم تو را ، حضرت شعيب (عليه السلام ) عرضه داشت : پروردگارا ! بدان قوم من سزاوار عذابند اما نيکان وخوبان قوم من چه گناهی دارند ؟ پس خداوند به آن حضرت وحی کرد :که خوبان قوم تو نسبت به گناه کاران مداهنه وتسامح نمودند وبه خاطر غضب من غضب نکردند .

از اين حديث می توان استفاده نمود که مسامحه و بی تفاوتی نسبت به گناه ومعصيت آشکار ديگران ، خود گناهی نا بخشودنی است و عذاب الهی را به دنبال خواهد داشت ؛ زيرا در حديثی ديگر از حضرت علی( عليه السلام ) نقل شده است که حضرت فرمودند : کسی که به کردار ناشايست قومی راضی باشد مانند اين است که با آن قوم در آن عمل شريک است وهر کس که مرتکب کار ناشايست شود دو گناه دارد‌: گناه انجام آن وگناه رضايت به آن عمل ناپسند.‌


 

 يک حديث زيبا و شنيدنی

 

حضرت امير المؤ منين علی (عليه السلام) فرمودند:

خداوند به حضرت موسی (عليه السلام) فرمود : ای موسی! وصيت مرا به چهار چيز در باره خود حفظ کن : اول اينکه مادامی که  گناهان خود را آمرزيده نديدی به عيب جويی از ديگران مشغول مباش ، دوم اينکه مادامی که خزانه های مرا پايان يافته نديدی غم روزی مخور ، سوم اينکه مادامی که پادشاهی مرا زوال يافته نديدی به کسی جز من اميد وار مباش، چهارم اينکه مادامی که شيطان را مرده نيافتی از مکر او ايمن مباش.

                                                                    ( خصال شيخ صدوق (قدس سره)

                                                                     ( جلد ۱ باب خصلتها ی چهار گانه)

 

سيره و زندگانی چهارده معصوم لطفا کلیک فرمایید

 


مقالات آقای خلیل منصوری

 

   
صفحه اصلی | عربی | engelish | آرشيو |  ارتباط با ما   
کلیه حقوق این سایت محفوظ است و نقل مطالب آن با ذکر منبع مجاز است Copyright © 2007
نشانی الکترونیک :  info@shia12.org   --  abmm62@yahoo.com