به پايگاه اطلاع رساني شيعه نت خوش آمديد* امید واریم لحظات خوبی را با ما در این سایت  سپری سازید* لطفا ما را از نظرات خوبتان در باره این سایت بهره مند سازید صفحه اصلی  | english | عربی  |   آرشيو  |   ارتباط با ما
 
شبهات و ردود سيره 14معصوم(ع) اخبار شيعيان حدیث هفته آلبوم تصاوير پايگاههاي شيعي کتابخانه شيعي علما و بزرگان شيعه  سفر پر خطر آخرت   دعا و مناجات نامه روزنامه ها و خبرگزاريها   جرايم تلفن همراه مساجد بزرگ جهان تصاوير علماي بزرگ سيره  پيامبر اكرم(ص) سيره حضرت زهرا(س)   سيره امام علي(ع) سيره امام صادق(ع)   سيره امام رضا(ع) خاطرات سفر به آفريقا زندگي نامه اهل بيت(ع)  مفاتيح الجنان سفرنامه حج علويه آمار شيعه در جهان معني نام كشورها آموزش دروس حوزه   سايت هاي ايراني غدیر خم نماد امامت    1500 سايت شيعي مداحي مقالات  خطاي ديد

 

 
 
سخنان شخصيت هاي بزرگ جهان در باره امام حسين(عليه السلام

* قال رسول الله (صلی الله علیه وآله و سلم)  : حسین منی و أنا من حسین ، أحب الله من أحب حسینا حسین سبط من الأسباط (رواه الترمذی و ابن ماجة فی صحیحیهما )* إن الحسن و الحسین سیدا شباب أهل الجنة * إن الحسن و الحسین هما ریحانتای * قال الحسین ابن علی ( علیه السلام ) : ألا و إن الدعیّ ابن الدعیّ قد رکز بین إثنتین بین السلّة و الذلّة و هیهات منا الذلة * إنی لا أری الموت الا سعادة و الحیوة مع الظالمین الا برما *

 

بسمه تعالی

بدون شک حضرت امام حسین ( علیه السلام ) جزو نادر ترین شخصیت هایی است که جهان از آغاز تا کنون به خود دیده است . حماسه خونینی که آن حضرت در عاشورای سال 61 هجری در کربلا رقم زد ؛ حماسه ای جاویدان است و در صفحات تاریخ همواره چون خورشیدی می درخشد و هیچ گاه  تاریخ ، آن را به فراموشی نخواهد سپرد .  نویسندگان ، مورخان و شخصیت های سیاسی ، فرهنگی و علمی جهان در گفتار ها و نوشتار های خود از امام حسین ( علیه السلام ) به نیکی و بزرگی یاد نموده و از قیام آن حضرت تجلیل نموده اند که ما در اینجا  بخش هایی از گفتار بزرگان جهان در باره آن حضرت را جهت  استفاده خوانندگان و کاربران گرامی می آوریم ، به امید اینکه ما نیز بتوانیم آن حضرت را آن چنان که هست بشناسیم و پیرو راستین او باشیم .

مهاتما گاندی ( رهبر استقلال هند ) :

من زندگی امام حسین ، آن شهید بزرگ اسلام را بدقت خوانده ام و توجه کافی به صفحات کربلا     نموده ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد ، بایستی از سرمشق امام حسین ع پیروی کند .

محمد علی جناح ( قاعد اعظم پاکستان ) :

هیچ نمونه ای از شجاعت ، بهتر از آنکه امام حسین از لحاظ فداکاری و تهور نشان داد در عالم پیدا نمی شود . به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربان کرد پیروی نمایند .

چارلز دیکنز ( نویسنده معروف انگلیسی ) :

 اگر منظور امام حسین جنگ در راه خواسته های دنیایی بود ، من نمی فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند ؟ پس عقل چنین حکم می نماید که او فقط بخاطر اسلام ، فداکاری خویش را انجام داد .

توماس کارلایل ( فیلسوف مورخ انگلیسی ) :

بهترین درسی که از تراژدی کربلا می گیریم ، اینست که حسین و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند . آنها با عمل خود روشن کردند که تفوق عددی در جایی که حق با باطل روبرو می شود اهمیت ندارد و پیوزی حسین با وجود اقلیتی که داشت ، باعث شگفتی من است .

ادوارد براون ( مستشرق معروف انگلیسی ) :

آیا قلبی پیدا می شود که وقتی در باره کربلا سخن می شنود ، آغشته با حزن و الم نگردد ؟ حتی غیر مسلمانان نیز نمی توانند پاکی روحی را که در این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام گرفت انکار کنند .

فردریک جمس :

درس امام حسین و هر قهرمان شهید دیگری این است که در دنیا اصول ابدی عدالت و ترحم و محبت وجود دارد که تغییر ناپذیرند و همچنین می رساند که هر گاه کسی برای این صفات مقاومت کند و بشر در راه آن پافشاری نماید ، آن اصول همیشه در دنیا باقی و پایدار خواهد ماند .

ل . م . بوید :

در طی قرون ، افراد بشر همیشه جرات و پر دلی و عظمت روح ، بزرگی قلب و شهامت روانی را دوست داشته اند و در همینهاست که آزادی و عدالت هرگز به نیروی طلم و فساد تسلیم نمی شود . این بود شهامت و این بود عظمت امام حسین . و من مسرورم که با کسانی که این فداکاری عظیم را از جان و دل ثنا می گویند شرکت کرده ام ، هر چند که 1300 سال از تاریخ آن گذشته است .

واشنگتن ایروینگ ( مورخ مشهور آمریکایی ) :

برای امام حسین ع ممکن بود که زندگی خود را با تسلیم شدن اراده یزید نجات بخشد ، لیکن مسوولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمی داد که او یزید را بعنوان خلافت بشناسد . او بزودی خود را برای قبول هر ناراحتی و فشاری به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنی امیه آماده ساخت . در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در روی ریگهای تفتیده عربستان ، (2) روح حسین فنا نا پذیر است . ای پهلوان و ای نمونه شجاعت و ای شهسوار من ، ای حسین !

توماس ماساریک : ( مسیحی )

گر چه کشیشان ما هم از ذکر مصائب حضرت مسیح مردم را متاثر می سازند ، ولی آن شور و هیجانی که در پیروان حسین ع یافت می شود در پیروان مسیح یافت نخواهد شد و گویا سبب این باشد که مصائب مسیح در برابر مصائب حسین ع مانند پرکاهی است در مقابل یک کوه عظیم پیکر.

موریس دو کبری :

در مجالس عزاداری حسین گفته می شود که حسین ، برای حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگی مقام و مرتبه اسلام ، از جان و مال و فرزند گذشت و زیر بار استعمار و ماجراجویی یزید نرفت . پس بیایید ما هم شیوه او را سرمشق قرار داده ، از زیر دستی استعمارگران خلاصی یابیم و مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ترجیح دهیم .

ماربین آلمانی ( خاور شناس ) :

حسین ع با قربانی کردن عزیزترین افراد خود و با اثبات مظلومیت و حقانیت خود ، به دنیا درس فداکاری و جانبازی آموخت و نام اسلام و اسلامیان را در تاریخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت . این سرباز رشید عالم اسلام به مردم نشان داد که ظلم و بیداد و ستمگری پایدار نیست و بنای ستم هر چه ظاهرا عظیم و استوار باشد ، در برابر حق و حقیقت چون پر کاهی بر باد خواهد رفت .

بنت الشاطی : ( نویسنده مسلمان )

زینب ، خواهر امام حسین بن علی ع ، لذت پیروزی را در کام ابن زیاد و بنی امیه خراب کرد و در جام پیروزی آنان قطرات زهر ریخت ، در همه حوادث سیاسی پس از عاشورا ، همچون قیام مختار و عبدالله بن زبیر و سقوط دولت امویان و بر پایی حکومت عباسیان و ریشه دواندن مذهب تشیع ، زینب قهرمان کربلا نقش بر انگیزنده داشت .

لیاقت علی خان ( نخستین نخست وزیر پاکستان ) :

این روز محرم ، برای مسلمانان سراسر جهان معنی بزرگ دارد . در این روز ، یکی از حزن آورترین و تراژدیک ترین وقایع اسلام اتفاق افتاد ، شهادت حضرت امام حسین ع در عین حزن ، نشانه فتح نهایی روح واقعی اسلام بود ، زیرا تسلیم کامل به اراده الهی بشمار می رفت . این درس بما می آموزد که مشکلات و خطرها هر چه باشد ، نبایستی ما پروا کنیم و از راه حق و عدالت منحرف شویم

.
فاروق احمد خان لغاري (رئيس جمهور اسبق پاكستان):

زندگاني مبارك حضرت امام حسين (ع)براي ما راه هدايت است . با پيروي از اين راه، ما مي‌توانيم توطئه‌هاي دشمنان را خنثي كنيم .


بي نظير بوتو (نخست وزير اسبق و فقید پاكستان):

 مسلمانان فلسطين ، كشمير و بوسني بايد بر سيره امام حسين (ع) عمل كنند .


چوهدري الطاف حسين (استاندار ايالت پنجاب پاكستان):

 بهترين راه برگزاري عاشورا اين است كه ما نقش امام حسين(ع) را بشناسيم و فلسفه شهادت را در پرتو قرآن و سنت ببينيم . ما بايد در روز عاشورا پيمان ببنديم كه طبق اصول راستي ، عدل ، مساوات ، صبر ، برادري و تميز حق از باطل ، زندگي خود را اداره كنيم .

جرج جرداق (  نویسنده ، دانشمند و ادیب مسیحی ) :

وقتی یزید ، مردم را تشویق به قتل حسین و مامور به خونریزی می کرد ، آنها می گفتند : چه مبلغ می دهی ؟ اما انصار حسین به او می گفتند : ما با تو هستیم . اگر هفتاد بار کشته شویم ، باز می خواهیم در رکابت جنگ کنیم و کشته شویم .

عباس محمود عقاد ( نویسنده و ادیب مصری ) :

جنبش حسین ، یکی از بی نظیرترین جنبشهای تاریخی است که تاکنون در زمینه دعوتهای دینی یا نهضتهای سیاسی پدیدار گشته است ... دولت اموی پس از این جنبش ، به قدر عمر یک انسان طبیعی دوام نکرد و از شهادت حسین تا انقراض آنان بیش از شصت و اندی سال نگذشت .

احمد محمود صبحی :

اگر چه حسین بن علی ع در میدان نظامی یا سیاسی شکست خورد ، اما تاریخ ، هرگز شکستی را سراغ ندارد که مثل خون حسین ع به نفع شکست خوردگان تمام شده باشد . خون حسین ، انقلاب پسر زبیر و خروج مختار و نهضتهای دیگر را در پی داشت ، تا آنجا که حکومت اموی ساقط شد و ندای خونخواهی حسین ، فریادی شد که آن تختها و حکومتها را به لرزه در آورد .

آنطون بارا ( مسیحی ) :

اگر حسین از آن ما بود ، در هر سرزمینی برای او بیرقی بر می افراشتیم و در هر روستایی برای او منبری بر پا می نمودیم و مردم را با نام حسین به مسیحیت فرا می خواندیم .

گیبون ( مورخ انگلیسی ) :

با آنکه مدتی از واقعه کربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هم وطن نیستیم ، مع ذلک مشقات و مشکلاتی که حضرت حسین ع تحمل نموده ، احساسات سنگین دل ترین خواننده را بر می انگیزد ، چندانکه یک نوع عطوفت و مهربانی به آن حضرت در خود می یابد .

نیکلسون ( خاور شناس معروف ) :

بنی امیه ، سر کش و مستبد بودند ، قوانین اسلامی را نادیده انگاشتند و مسلمین را خوار نمودند ... و چون تاریخ را بررسی کنیم ، گوید : دین بر ضد فرمانروایی تشریفاتی قیام کرد و حکومت دینی در مقابل امپراطوری ایستادگی نمود . بنابراین ، تاریخ از روی انصاف حکم می کند که خون حسین ع به گردن بنی امیه است .

سر پرسی سایکس ( خاور شناس انگلیسی ) :

حقیقتا آن شجاعت و دلاوری که این عده قلیل از خود بروز دادند ، به درجه ای بوده است که در تمام این قرون متمادی هر کسی که آن را شنید ، بی اختیار زبان به تحسین و آفرین گشود . این یک مشت مردم دلیر غیرتمند ، مانند مدافعان ترموپیل ، نامی بلند غیر قابل زوال برای خود تا ابد باقی گذاشتند .

تا ملاس توندون ( هندو ، رئیس سابق کنگره ملی هندوستان ) :

این فداکاریهای عالی از قبیل شهادت امام حسین ع سطح بشریت را ارتقا بخشیده است و خاطره آن شایسته است همیشه باقی بماند و یاد آوری شود .

محمد زغلول پاشا ( در مصر ، در تکیه ایرانیان ) :

حسین ع در این کار ، به واجب دینی و سیاسی خود قیام کرده و اینگونه مجالس عزاداری ، روح شهامت را در مردم پرورش می دهد و مایه قوت اراده آنها در راه حق و حقیقت می گردد .

عبدالرحمن شرقاوی ( نویسنده مصری ) :

حسین ع ، شهید راه دین و آزادگی است . نه تنها شیعه باید به نام حسین ببالد ، بلکه تمام آزاد مردان دنیا به این نام شریف افتخار کنند .

طه حسین ( دانشمند و ادیب مصری ) :

حسین ع برای به دست آوردن فرصت و از سر گرفتن جهاد و دنبال کردن از جایی که پدرش رها کرده بود ، در آتش شوق می سوخت . او زبان را در باره معاویه و عمالش آزاد کرد ، تا به حدی که معاویه تهدیدش نمود . اما حسین ، حزب خود را وادار کرد که در طرفداری حق سختگیر باشند .

عبدالحمید جودة السحّار ( نویسنده مصری ) :

حسین ع نمی توانست با یزید بیعت کند و به حکومت او تن بدهد ، زیرا در آن صورت ، بر فسق و فجور ، صحه می گذاشت و ارکان ظلم و طغیان را محکم می کرد و بر فرمانروایی باطل تمکین می نمود . امام حسین به این کارها راضی نمی شد ، گر چه اهل و عیالش به اسارت افتند و خود و یارانش کشته شوند .

علامه طنطاوی ( دانشمند و فیلسوف مصری ) :

 داستان حسینی  عشق آزادگان را به فداکاری در راه خدا بر می انگیزد و استقبال مرگ را بهترین آرزوها به شمار می آورد ، چندانکه برای شتاب به قربانگاه ، بر یکدیگر پیشی جویند .

العبیدی ( مفتی موصل ) :

فاجعه کربلا در تاریخ بشر نادره ای است ، همچنان که مسببین آن نیز نادره اند ... حسین بن علی ع سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قران به زبان پیغمبر اکرم ص وظیفه خویش دید و از اقدام به آن تسامحی نورزید . هستی خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا کرد و بدین سبب نزد پروردگار ، // سرور شهیدان // محسوب شد و در تاریخ ایام ، // پیشوای اصلاح طلبان // بشمار رفت . آری ، به آنچه خواسته بود و بلکه برتر از آن ، کامیاب گردید .
 

كاپیتان هانیبلت :

آن شب (شب عاشورا) هنگامى كه آتش اردوها در اطراف او در بیابان برق مى‏زد، پیروان خویش را به اطراف خود جمع كرد و طى یك سخنرانى طولانى و قلب نواز با آنها سخن گفت و بیعت‏ خود را از آنها برداشت؛ آنها را از اتفاقات صبح فردا آگاه كرد و فرمود: یقینا قتل عام انجام خواهد شد و كسانى كه با من بمانند یقینا شهید خواهند شد . سپس عمل بسیار زیبایى انجام داد كه نشانه آگاهى كامل او از ضعف بشرى و قدرت روح  فداكارى وى و علامت قلب رئوف آن بزرگوار بود . تمام چراغ‏هاى اردو را خاموش كرد و سپس به پیروان خود گفت: هر كس جرات و قلب ایستادگى و شهادت را در خود نمى‏بیند، در تاریكى به طور ناشناس و بدون خجلت ‏برود. صبح روز عاشورا، در حالى كه ابرهاى ارغوانى در آسمان شرق جمع مى‏شد، تمام یاران آن شب با ایمان دور امام را گرفتند و همگى آماده مرگ و شهادت بودند.

جرح جرداق (مسیحى):

فرق على (ع) با معاویه این است كه اصحاب معاویه فریفته جاه و زر و زور، مقام و منصب بودند، ولى یاران امام على (ع) فریفته اخلاق و فضیلت و كرامت او شدند و نمونه آن در اصحاب فرزندانش پدیدار بود كه وقتى یزید مردم را تشویق به قتل امام حسین (ع) و مامور به خونریزى مى‏كرد، یاران یزید مى‏گفتند: «كم تهب لنا؛ یعنى چقدر و چه مبلغ مى‏دهى تا او را بكشیم‏» اما انصار امام حسین (ع) به او مى‏گفتند: «یا حسین نموت معك؛ ما با تو هستیم و با تو مى‏میریم .» از جمله حبیب این پیر حافظ قرآن به امام حسین (ع) در شب عاشورا گفت: اگر هفتاد بار كشته شویم، سوزانده شویم و پراكنده شویم و سپس جمع شویم و از نو زنده شویم، باز مى‏خواهیم در ركاب تو جنگ كنیم و كشته شویم .(2)

ونستان (امریكایى):

تا وقتى مسلمانان مثلث جاودانه‏اى چون: قرآن كه تلاوت شود و پیام‏هایش پیروى گردند، كعبه‏اى كه قصد شود و ایجاد همدلى و وحدت كند و حسینى كه یاد شود و از او الهام گرفته شود دارند، هیچ كس قدرت نفوذ و تسلط كامل بر آنها را نخواهد داشت.(3)

ماربین (آلمانى):

امام حسین بن على (ع) كه از دختر محبوب پیامبر (ص) فاطمه (س) متولد شد، تنها كسى است كه در چهارده قرن پیش دربرابر حكومت جور و ظلم قد علم كرد . . . موضوعى را كه نمى‏توان نادیده گرفت این است كه حسین (ع) اول شخص سیاستمدارى بود كه تا به امروز احدى چنین سیاست مؤثرى اختیار ننموده است . حسین (ع) به شعار همیشگى خود مى‏گفت: من در راه حق و حقیقت كشته مى‏شوم و دست‏ به ناحق نخواهم داد.(5)

علامه علائلى، (نویسنده مصرى):

تاریخ هر ملتى واقعا تاریخ بزرگان آن است . پس هر ملتى كه رجال بزرگ ندارد تاریخ سترگ ندارد یا اصلا تاریخش شایسته نگارش نیست؛ و ما چون حسین (ع) را میان رجال تاریخ داریم نه تنها بزرگوارى را مانند رجال تاریخى دیگر در نظر داریم، بلكه بزرگترین رجال تاریخ است كه همه را كوچك كرده و شخصیت ‏خود را سرمقاله همه آنان پدید آورده و این عجیب نیست؛ زیرا همه مردان عالم را كه تاریخ شناخته، عمر خود را در تحصیل مجد و بزرگوارى زمین صرف كرده‏اند؛ ولى حسین (ع) مجد آسمان را طلبید و جان خود را فداى آن كرد.(6)

دكتر طه حسین (مصرى):

ابن زیاد چنان مى ‏پنداشت كه با كشتن حسین (ع) فتنه را ریشه كن و شیعه را نومید خواهد ساخت و به این ترتیب آنان را وادار خواهد كرد كه دست از آرزوها بشویند و به آنچه ناچار باید به آن گردن نهند سرفرود آورند . ابن زیاد فتنه را گداخته‏ تر كرد و كار بد او كارهاى بد دیگرى را سبب شد و خون‏هاى ریخته شده و شكنجه‏ هایى كه به كودكان و زنان داده شد همه بر خلاف آن چه ابن زیاد مى ‏خواست نتیجه به بار آورد.(7)

ابن ابى الحدید معتزلى (شارح معروف نهج البلاغه) در خصوص واقعه كربلا، مى ‏نویسد :

سرور مردانى كه داراى حس امتناع بودند، آن كسى كه حمیت‏ به مردم آموخت و به آنان فهماند كه زیر سایه شمشیر مردن از پستى و مذلت ‏بهتر است، حسین بن على (ع) است . به او و یارانش پیشنهاد امان شد، ولیكن نپذیرفت و زیر بار ذلت نرفت و فرمود: آگاه باشید كه ناكس فرومایه‏اى به من اتمام حجت فرستاده و مرا میان كشته شدن و تسلیم شدن مخیر ساخته، لیكن ذلت از حضرت من دور است . نه خدا راضى است كه من ذلیل شوم نه پیامبرش و نه مردان با ایمان دنیا و نه آن دامن پاكى كه مرا پرورش داده و نه آن روح با مناعت كه من دارم . من هرگز طاعت لئیمان را بر كشته شدن به شرافت ترجیح نخواهم داد .

امام خمینی (قدس سره الشریف):

 روز مبارک سوم شعبان المعظم، روز پاسدار است، و روز تحقق پاسداری از اسلام و حقیقت از مکتب الهی، روز تولد بزرگ پاسداری که با خون خود و فرزندان و اصحابش مکتب را زنده کرد، مکتبی که می‌رفت با کج روی‌های تفالی جاهلیت و برنامه‌های حساب شده، احیای ملی گرایی عروبت با شعار «لاخبر جاء و لاحی نزل»‌ محول و نابود شود و از حکومت عدل اسلامی یک رژیم شاهنشاهی بسازد و اسلام و وحی را به انزوا بکشاند، که ناگهان شخصیت عظیم که از عصاره وحی الهی تغذیه و در خاندان سید رسل محمد مصطفی(ص) و سید اولیاء علی مرتضی تربیت و در دامن صدیقه طاهره بزرگ شده بود قیام کرد و با فداکاری بی‌نظیر و نهضت الهی خود،‌ واقعه بزرگی را به وجود آورد،‌کاخ ستمگران را فرو ریخت و مکتب اسلام را نجات بخشید، اقتباس از کتاب پیام امام خمینی، مورخ 26/3/59
 

استاد محمدرضا حكيمي:

و عاشورا يك «ايست بزرگ» است، در برابر سيل بنيانكن جاهليت در عصر تمدن، در برابر اين سقوط ها و انحطاط ‌ها، اين الحادها و ضلالت ها، اين ستم‌ها و بيدادها، در برابر اين بشريت فرو رفته در تباهي، و اين روزگار سراسر سياهي ، در برابر پذيرش ذلت و بندگي و وداع با عزت و آزادگي.
هنگامي كه مي‌نگريم در «خطبه عاشورا» سخن از عدل مي‌رود و از اينكه عدالت از ميان رفته است.. مي‌فهميم كه ما نيز بايد با دفاع از «عدالت» فلسفة عاشورا را زنده نگاه بداريم، و با قيام براي عدالت از عاشورا دم بزنيم و خود را وارث عاشورا بدانيم. «بخش‌هايي از كتاب قائم جاودانه»‌


دكتر علی شريعتي (ره ) :

حضرت امام حسين عليه السّلام بزرگ ترين شهيد دين در تاريخ است.

شهيد آيت الله سيد عبدالحسين دستغيب:

 راه حسين، راه دل است. هر چيزي را بهاري است و بهار عزاي حسين عشر عاشوراست. اسم حسين و قبر حسين موجب شكستن دل است . راه حسين راه قلب، بلكه راه خداست. اگر كسي با دل متوجه حسين شود مصائب و حالاتش را به خصوص در اين ايام متذكر شود، به طور حتم دلش خواهد شكست، قيمتش كم مي‌شود، مگر قلب كه قيمتش علاوه مي‌گردد. «بخشي از كتاب سيدالشهدا»


شهيد آيت الله  مرتضي مطهري:

حسين فرزند پيغمبر است، او ايمان خود را به تعليمات پيغمبر نشان مي‌دهد. پيغمبر جلوه مي‌كند، پيغمبر متجلي مي‌شود،‌در وجود حسين ديده مي‌شود. چطور روح بشر، اين مقدار شكست ناپذير مي‌شود؟
سبحان الله، بشر به كجا مي‌رسد، روح بشر چقدر شكست ناپذير بايد باشد، كه بدنش قطعه قطعه مي‌شود، جوانانش جلوي چشمش قلم قلم مي‌شوند، در منتهي درجه تشنه مي‌شود، و حتي به آسمان كه نگاه مي‌كند، به نظرش تيره و تار است، خاندانش اسير مي‌شوند، هر چه دارد از دست داده است، ولي يك چيز براي او باقي مانده و آن روحش است. هرگز روحش شكست نمي‌خورد. شما يك چنين صحنة نمايشي از فضايل انسانيت در غير حادثه كربلا نشان دهيد، تا به جاي كربلا از آن حادثه ياد كنيم؟ پس چنين حادثه‌اي را بايد زنده نگهداريم، «حماسه حسين،‌ ج 1، ص 169 الي 70»

شهيد آيت الله سيد محمد حسين بهشتي:

 دوستان حسين، هواداران حسين،‌ شيفتگان حسين،‌پيروان مكتب توحيد و يكتاپرستي بايد بدانند، مبارزه در زندگي امري است اجتناب‌ناپذير، از كسالت و كاهلي و از گوشه‌نشيني بيرون بيايند. بدانند تا بشري در دنيا زندگي مي‌كند بايد همواره مبارزه داشته باشد،‌ شيرين ترین مبارزات، مبارزه له حق و عليه باطل است، مبارزه براي زنده نگهداشتن فكر حق،‌ مبارزه براي اجراي قانون حق «گفتار عاشورا ، ص 54»

 

بخشی از مقاله مربوط به ایام تاسوعا و عاشورا درسایت شیعه نت :

اينک حسين عزيز فاطمه در گوشه ميدان ايستاده و ندای هل من ناصر او ما را پس از چهارده قرن ، به ياری می طلبد. اینک مرد و زن و کودک و سياه و سفيد ، در بیابان کربلا ، بزرگترين حماسه جاويدان تاريخ را رقم زدند.

اینک  مسلم بن عوسجه در بازار کوفه می خواهد حنا بخرد اما حبيب بن مظاهر به دنبال وی گويا در دل و زبان حال به مسلم می گويد تو را ديگر نيازی به حنا نيست و آخرين حنای تو در کربلای حسين ، سر و رويت را خضاب خواهد کرد. و آن حنای خونی است که در اوج عشق به حسين فوران می نمايد ؛ رنگ آن حنا تا روز قيامت و تا ورود به باغ های سبز و خرم بهشت باقی خواهد ماند.

اینک برير بن خضير ، آن پير مرد جوانمرد همدانی در شب عاشورا به شوخی ومزاح می پردازد کاری که هيچ گاه در عمرش نکرده  و در اين باره می گويد : اين نيست جز به خاطر مقامی که فردا در انتظار من است .

اینک  قاسم نوجوان ، مرگ را در کام خود شـــيرين تر از شهد عسل می داند و بی باکانه به حجـــله گاه خونــين خويـــش می شتابد .

اينک طبل جنگی نابرابر بين سپاه تا دندان مسلح کفر و سپاه غریب اما استوار و پایدار حسين ، پسر پيامبر خدا ، در سرزمین کربلا نواخته می شود و از هرسو لشکر گاه وخيمه گاه سپاه اسلام مورد هجوم ديوان زمان قرار می گيرد.

اينک فرياد العطش زنان و کودکانی در اين صحرای خونین به گوش مي رسد که آب ، مهر مادرشان بوده و زمان و مکان با اذن الهی تحت امر پدران آنان بوده است  .

اینک حر آزاده آن فرمانده سپاه هزار نفری دشمن ، که باور نداشت اين کوفيان يزيدی تا اين اندازه روی فرعونيان را سفيد کنند و در کشتن فرزند پيامبرشان گوی سبقت بربايند ؛ يک پای خود را لب بهشت و پای ديگر را لب جهنم سوزان خشم الهی می بيند و با  توبه و انابه و خجلت و شرمندگی در پيشگاه حسين (عليه السلام ) حضور می یابد و حسين که کريم فرزند کريم است او را با آغوش باز استقبال می کند  و سر انجام با خون پيشانی خويش بهشت را خريداری می کند . در گوشه ميدان جنگ خون سر و پيشانی حر ، پرده ای بر چشمان وی نهاده و مجروح بر زمين افتاده ، اما ناگاه احســـاس آرامش و راحتی می کند ، از لابلای خاک و خونهای بسته، چشــم می گشايد و می بيند ســـر در دامان ولايت دارد. آن جاست که امام حســـين (عليه السلام ) مدال جاويدان افتخار به حر می دهند و آن دستمالی است که امام بر پيشانی خونين حر می بندد . مدالی که تا روز قيامت بر پيشانی آن شهيد آزاده می درخشد.

اینک علی اکبر دلاور ، جوانی که شبیه ترین مردم به پیامبر خدا و میوه دل حسین است ؛ اجازه میدان می خواهد و حسین فاطمه پس از نگاهی عمیق به چهره دلربای او ، وی را روانه میدان می کند  و پس از جنگی نمایان برای شربتی از آب نزد پدر می آید اما پدر از او تشنه تر می فرماید : به زودی به دست جد بزرگوارت سیراب خواهی شد ، و اینک علی اکبر بر اثر زخم های فراوان بی تاب بر روی اسب قرار دارد و خون بدن آن جنگجوی دلاور بر روی چشمان اسب دلمه بسته و اسب وفادار به جای باز گشت به خیمه گاه به اشتباه ، علی را به میان خیل دشمن می برد و دشمن از هر سو به علی حمله ور شده و او را با خون سر و صورت سیراب می سازد و پس از لحظاتی ، صدای اکبر جوان به امام می رسد که بابا جان من هم رفتم خدا حافظ .

اينک عباس دلاور به جای رفتن به ميدان ، مشک در دست روانه فرات گرديده تا به وعده خود ، جامه عمل  بپوشاند و دل های کودکان تشنه لب  را سيراب نمايد . اينک حسين  با چشم خود می بيند سرو بلند باغ ولايت و درخت تنومند اميد و آرزويش يعنی عباس با وفايش با دست های جدا شده غرق در خون بر زمين  افتاده و برادر را به فرياد می طلبد.

اينک امام حسين می بيند باغ و بستان کربلاييها  خزانی زود رس نموده  و گل های بنی هاشم پر پر گرديده و مرغ جان بهشتيان ، به سوی جنات خلد ، پرواز نموده است و اوست که اکنون مرگ را تسلیم خود می داند و نه خود را تسلیم مرگ ! زیرا اوست که با آغوش باز از مرگ استقبال نموده و شهادت در راه خدا را برای خود سعادتی ابدی می داند . " إنی لا أری الموت الا سعادة و الحیوة مع الظالمین الا برما "

اينک همه کبوتران مهاجر حرم ملک و ملکوت رفتند و اين حسين غريب است که در ميان خيل دشمن قرار دارد.

اينک او برای وداع آخر به ميان اهل حرم آمده و صدا می زند ( يا زينب يا ام کلثوم يا سکينه عليکن منی السلام. ) امام به خيمه حجت پس از خود يعنی امام سجاد می آيد تا با بيمار  کربلا نيز خدا حافظی کند . امام سجاد از سر انجام کار با دشمن می پرسد و امام حسين می فرمايد فرجام کار به جنگ مبدل گشت . امام اضافه می کند قصد رفتن به ميدان دارد و امام سجاد می پرسد مگر ياران شما کجايند که شما به ميدان مي رويد ؟ مگر حبيب بن مظاهر کجاست مگر زهير و برير و مسلم بن عوسجه کجاست و مگر ...

واينک امام حسين خبر از شهادت آنان می دهد و امام سجاد می پرسد مگر عمو هايم کجايند که شما ميدان می رويد و امام پاسخ می دهد شهيد شدند. مگر برادرم علی اکبر و عمويم عباس چه شده که شما ميدان می رويد ؟ و امام پاسخ می دهد : فرزندم ! همين قدر بگويم که غير از من و تو در اين خيمه گاه مردی باقی نمانده و همه شهيد شدند.

اينک امام سجاد با شنيدن اين اخبار تلخ می بيند مولايش غريب وتنهاست . می بيند فرزند نبی مصطفی و علی مرتضی و ام ابيها ، غريبانه به ميدان می رود .

اينک امام سجاد  از عمه اش زينب ، شمشير و عصا می طلبد! و عمه می پرسد شمشير و عصا برای چه ؟ شما که بيماريد و امام سجاد می گويد مگر نمی بينی حجت و ولی خدا تنها و بی کس  مانده . می خواهم بر عصا تکيه زنم و با شمشير از حجت الهی دفاع نمايم .

اينک حسين  ، طفل شش ماهه علی اصغر را بر دست دارد تا با او هم وداع کند اما می بيند تشنگی او را پژمرده نموده ، برای اندکی آب او را به دشمن می نماياند ودر ضمن سخن با آنان می فرمايد « اما ترونه کيف يتلظی عطشا »  و دشمن بی رحم با نوک تير جفا برای هميشه علی اصغر را سيراب می کند و گوش تا گوش علی غرق در خون می گردد و همچون غنچه ای بر روی دست پدر پرپر می شود .

اینک  حسین ، عزیز دل علی و فاطمه و پاره تن پیامبر خدا  نیز با ایمان و نیرو و شجاعتی که از پدر و جدش به ارث برده روانه میدان می شود اما دشمن که از برق شمشیرش در هراس است به او اجازه نبرد تن به تن نمی دهد زیرا می داند خون علی در بدن اوست از این رو دست به حمله دسته جمعی می زند ! اینک تمام ایمان در برابر تمام کفر قرار دارد  ،  اینک حسین غریب و تنها  در محاصره دشمن است و هر کس با هر آن چه در دست دارد به حسین می تازد . اینک بنی امیه و بنی مروان و آل زیاد و  آزاد شدگان صدر اسلام و خوارج ، انتقام پدران و اجداد خود را که به دست امام علی و پیامبر خدا ، کشته شده اند ؛ می گیرند 

اینک دشمن از نزدیک شدن به حسین عزیز زهرا که دهها زخم در بدن دارد و از عطش جگرش می سوزد در هراس است ، می خواهد او را بیازماید کسی می گوید ای حسین در چه فکری دشمن به خیمه ها حمله ور شده است ! اما حسین بی تاب و طاقت به صورت خیز حرکت می نماید ولی نمی تواند  قدم بردارد و این جاست که پیام معروف خود را به دشمن می گوید " ویلکم یا شیعة آل ابی سفیان إن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا أحرارا فی دنیاکم " وای بر شما ای پیروان آل ابی سفیان اگر دین ندارید و از روز قیامت نمی ترسید دست کم در دنیا آزاده باشید .

اینک حسین نور چشم رسول خدا در گودال قلتگاه بر زمین افتاده و همه وجودش را زخم و خون فرا گرفته ناگاه احساس سنگینی بر روی سینه خود می نماید ، از لابلای خاک و خون های بسته بر سر و رویش چشم می گشاید می بیند شمر لعین بر روی سینه او  نشسته تا سر از تن ولی خدا جدا سازد . اینک سر از تن ولی حق جدا شده است ، اما سرو بلند قامت ولایت و درخت تنومند امامت در تاریخ بشریت بر انسان های آزاده سایه افکنده و خون پاک این شهید جاوید تاریخ ، درخت پژمرده دین خدا را  آبیاری کرده است . 

اينک زينب  نماز شب را در این شام سیاه  ، نشسته می خواند وامام سجاد (عليه السلام ) از عمه داغدار می پرسند : چرا نماز را نشسته می خوانيد و عمه پاسخ می دهد : داغ های روز گذشته کمر ايشان را شکسته است .

اينک حسين هم می رود و امام سجاد و زينب با زنان و کودکان يتيم در شام تلخ غریبان درکنار خيمه های سوخته و بدن های بی سر و قطعه قطعه ،  آن شب غم بار راسپری می سازند. و در هنگام اسارت رو به مدينه جدش می کند و می گويد : يا جداه يا محمداه هذا حسين مرمل بالدماء مقطع الاعضاء و بتاتک سبايا ...

اين کشته فتاده در هامون حسين توست                 وين صيد دست وپا زده در خون حسين توست

بخشی از مقاله در باره سالروز زلزله بم و یادی از حماسه عاشورا در سایت شیعه نت :

روزی مانند روز حسين فاطمه و پسر پيامبرخدا و زاده علی مرتضی ، نبود. آنجا مرگ سراغ حسين و يارانش نيامد و اين سپاه عشاق بودند که متهورانه به پيشباز مرگ شتافتند بلکه بر مرگ خنديدند. درعاشورای کربلا نه تنها عزراييل وميکاييل وجبراييل واسرافيل که تمام فرشتگان و جن وانس مبهوت وشگفت زده از آن حماسه خونين شدند، آنجا که مسلم بن عوسجه در بازار کوفه می خواهد حنا بخرد اما حبيب بن مظاهر به دنبال وی گويا در دل و زبان حال به مسلم می گويد تو را ديگر نيازی به حنا نيست و آخرين حنای تو در کربلای حسين ، سر ورويت را خضاب خواهد کرد. وآن حنای خونی است که در اوج عشق به حسين فوران می نمايد؛ رنگ آن حنا تا روز قيامت و تا ورود به باغ های سبز وخرم بهشت باقی خواهد ماند . و  آنجا که برير بن خضير آن پير مرد جوانمرد همدانی در شب عاشورا به شوخی و مزاح می پردازد کاری که هيچ گاه در عمرش نکرده  ودر اين باره می گويد : اين نيست جز به خاطر مقامی که فردا در انتظار من است . و آن جا که قاسم نوجوان ، مرگ را در کام خود شـــيرين تر از شهد عسل می داند و بی باکانه به حجـــله گاه خونــين خويـــش می شتابد. و آن جا که حر آزاده آن فرمانده سپاه هزار نفری دشمن ، يک پای خود را لب بهشت وپای ديگر را لب جهنم سوزان خشم الهی می بيند وناگاه بهشت را با توبه و انابه و خجلت و شرمندگی در پيشگاه حسين (عليه السلام) و سر انجام با خون پيشانی خويش خريداری می کند.در گوشه ميدان جنگ خون سر و پيشانی حر ، پرده ای بر چشمان وی نهاده و مجروح بر زمين افتاده ، احســـاس راحتی می نمايد از لابلای خونهای بسته، چشــم می گشايد ، می بيند ســـر در دامان ولايت دارد. آن جاست که امام حســـين (عليه السلام ) مدال جاويدان افتخار به حر می دهند و آن دستمالی است که امام بر پيشانی خونين حر می بندد. مدالی که تا روز قيامت بر پيشانی آن شهيد آزاده می درخشد. آن جاست که مرد و زن و کودک و سياه و سفيد ، بزرگترين حماسه جاويدان تاريخ را رقم زدند. اما اين امام سجاد و زينب و کودکان هستند که در شام تلخ غريبان در کنار خيمه های سوخته و در جوار اجساد قطعه قطعه شهيدان ، آن شب غم بار را سپری می سازند. اين زينب است که نماز شب را نشسته می خواند و امام سجاد (عليه السلام ) از عمه داغدار می پرسند : چرا نماز را نشسته می خوانيد و عمه پاسخ می دهد : داغ های روز گذشته کمر ايشان را شکسته است .

تنها اينان، باز مانده آن کبـــوتران خونين بال مهـــاجر نيســـتند و اين ما نيز باز مانده عاشورا و تمام مصيبتهای تاريخ پر فراز و نشـــيب اسلاميم و بايد همچـــون زينب وامام سجاد (عليهما السلام) و فرزندان ولايت ، پيام آن حماسه سازان را به نسل های آينده برسانيم.خود ، حسينی شويم و در مدرسه عشق و شجاعت و آزادگی حسينی ، درس بخوانيم و تاريخ سراسر افتخاری را رقم زنيم. انشاءالله. 


منابع :  نقل از کتاب درسی که حسین به انسانها آموخت // شهید هاشمی نژاد ص447 ، رهبر آزادگان و منابع دیگر //. البته امام حسین ع در صحرای کربلا شهید شد ، نه ریگزارهای عربستان ! ممکن است نویسنده فوق عراق را که یک کشور عربی است بدین رو عربستان نامیده است. // رهبر آزادگان ص67 و فرهنگ عاشورا جواد محدثی// نور  دانش، سال 2، شماره 3، ص‏6  //حسین پیشواى انسانها، م . اكبرزاده // زندگانى امیرالمؤمنین على (ع)، عماد زاده //  الامام الحسین ابوالشهداء، عباس محمود عقاد، ترجمه محمد كاظم معزى // على (ع) و دو فرزند بزرگوارش، طه حسین، ترجمه احمد آرام، ج‏2 // واقعه كربلا، عباس محمود عقاد، ترجمه مسعود انصارى  // سلسله سخنرانى 79- 1378، محمد رضا سنگرى

منابع اینترنتی :

http://www.tebyan.net

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8511080109

http://www.shia12.org/fa/mghale.asp

قال علي ابن الحسين "عليه السلام" : رحم الله العباس يعني ابن علي ، فلقد آثر و أبلي و فدي بنفسه حتي قطعت يداه فأبدله الله بهما جناحين يطير بهما مع الملائكة في الجنة كما جعل لجعفر ابن ابي طالب ، و إن للعباس عند الله تبارك و تعالي لمنزلة يغبطه بها جميع الشهداء يوم القيامة "خصال شيخ صدوق "

 
   
صفحه اصلی | عربی | engelish | آرشيو |  ارتباط با ما   
کلیه حقوق این سایت محفوظ است و نقل مطالب آن با ذکر منبع مجاز است Copyright © 2007
نشانی الکترونیک :  info@shia12.org   --  abmm62@yahoo.com